یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی به عنوان یک ضربالمثل و کنایه برای افرادی به کار میرود که حضورشان بسیار کمرنگ شده است، به سختی میتوان آنها را ملاقات کرد و به اصطلاح معروف، دوریاب و نایاب شدهاند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «سِتاره سُهیل شُده» (setāre-ye soheyl šode) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه معمولاً واژههایی مانند کمپیدا، دیریاب یا غایب است. خود عبارت «ستاره سهیل شده» دقیقاً دارای ۱۲ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل دقیقی که همان حس کنایه را منتقل کند وجود دارد؛ اصطلاح اول برای پدیدههای بسیار نادر و اصطلاح دوم برای شخصی که خودش را کمپیدا میکند به کار میرود.
به عربی
عین همین استعاره و فرهنگ در زبان و ادبیات عرب نیز رایج است و از تعبیر دوری و کمیابی ستاره سهیل برای افراد کمپیدا استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و روان فارسی برای این عبارت شامل کلماتی چون کمپیدا، دیریاب، نایاب، غایب و کیمیا است. در نقطه مقابل و به عنوان متضاد، میتوان به واژههایی مانند دمدست، در دسترس یا همیشهحاضر اشاره کرد.
نماد چیست
ستاره سهیل در فرهنگ و ادبیات نماد دوری، کمیابی و زیبایی دیریاب است. همچنین در میان مردم باستان، رویت این ستاره در آسمان به معنای پایان یافتن چلهٔ گرمای سخت تابستان و آمدن خنکی پاییز بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل ستاره سهیل شده
عبارت «ستاره سهیل شده» یکی از ضربالمثلهای اصیل و پرکاربرد در فرهنگ فارسی است. ریشهٔ این کنایه به ویژگیهای نجومی ستارهٔ سهیل بازمیگردد؛ این ستاره که دومین ستارهٔ پرنور آسمان شب است، در عرضهای جغرافیایی ایران بسیار پایینتر از افق قرار میگیرد و تنها در زمانهای خاصی از سال (اواخر تابستان) آن هم به مدتی بسیار کوتاه و به سختی قابل دیدن است. به همین دلیل، سختیِ رویت آن در آسمان به مرور زمان وارد زبان عامیانه شده و به عنوان استعارهای برای افراد کمپیدا به کار رفته است.
از نظر ریشهشناسی، واژه سهیل از ریشه عربی (س ه ل) میآید و با کلماتی مثل سهل و سهولت همخانواده است، اما کاربرد این اصطلاح کاملاً جنبه کنایی دارد. جالب اینجاست که این فرهنگ و تصویرسازی ذهنی، فراتر از زبان فارسی در زبان عربی نیز به شکل مشابهی وجود دارد و نشاندهنده تاثیر نگاه نجومی مردم باستان بر ادبیات و گفتارهای روزمره است.