یعنی چه
علم داشتن یک مصدر مرکب است که به دو معنای عمده به کار میرود: نخست، داشتن معلومات، تخصص و دانش در یک حوزهٔ علمی یا ادبی؛ دوم، باخبر بودن، آگاهی داشتن و مطلع بودن از یک رویداد یا واقعیت مشخص.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واژهبستِ «عِلم» (با کسرهٔ عین و سکون لام و میم) همراه با فعل «داشتن» است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی بر اساس تعداد حروف، واژه «علم داشتن» با ۸ حرف است. معادلهای دیگر آن شامل دانستن، آگاهی داشتن و مطلع بودن میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این مفهوم از افعال و عبارات فعلی مرتبط با آگاهی و دانش استفاده میشود.
به عربی
ریشهٔ بخش اسمی این واژه عربی است و در زبان عربی از فعل عَلِمَ یا مشتقات آن برای رساندن این معنا استفاده میکنند.
در قرآن
اگرچه خود ترکیب فعلی «علم داشتن» فارسی است، اما ریشهٔ اسمی آن یعنی «علم» و مشتقات فعلیاش (مانند عَلِمَ و یَعْلَمُ) صدها بار در قرآن کریم به کار رفتهاند. قرآن بر علم مطلق خداوند و اهمیت دانشمحوری انسانها تأکید دارد؛ مانند آیه ۶۰ سوره انفال که میفرماید: «... لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ...» (شما به آنها علم و آگاهی ندارید، اما خدا به آنها علم دارد).
نماد چیست
برای خود مصدر مرکب «علم داشتن» نماد گرافیکی خاصی وجود ندارد؛ اما واژهٔ «علم» در چیدمان نمادین با کتاب، قلم و جغد (به نشانهٔ خرد) نمایش داده میشود و نشانگر آگاهی و روشنایی در برابر تاریکیِ جهل است. همچنین واژه همآوا و همریشهٔ آن یعنی «عَلَم» به معنی پرچم، نماد استقامت و پایداری است.
جمعبندی و توضیح کامل علم داشتن
عبارت «علم داشتن» یک مصدر مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «علم» (به معنی دانش و نشانه) و فعل پهلوی «داشتن» شکل گرفته است. این اصطلاح در مکالمات روزمره و متون رسمی به دو کیفیتِ دارا بودن تخصص و معلومات در یک رشته، یا صرفاً باخبر بودن و مطلع بودن از یک جریان و رویداد خاص دلالت میکند.
این واژه در فرهنگهای لغت و کاربردهای جدولی مترادف با مفاهیمی چون دانستن، وقوف داشتن، بصیرت و آگاهی است و نقطهٔ مقابل جهل، نادانی و بیخبری به شمار میرود. در نگاه قرآنی و معرفتی نیز، ریشهٔ این واژه اهمیت بالایی داشته و به عنوان صفتی الهی و فضیلتی انسانی ستایش شده است که مسیر هدایت را روشن میسازد.