یعنی چه
ساحری در لغت به معنای جادوگری، افسونکاری و انجام اعمال خارقالعاده از طریق ابزارهای غیرطبیعی است. در مفهوم کنایی و ادبی نیز به فریبندگی، دلبری چشم یار، یا اعجاز و زیبایی فوقالعاده در کلام و شعر اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «ساحِری» (sā-ḥe-rī) با کسر حرف «ح» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «ساحری» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون جادوگری، افسونگری، سحاری و فسونکاری کاربرد دارد و طول آن ۵ حرف است.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم ساحری در زبان انگلیسی عمدتاً از واژگان Sorcery و Witchcraft استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل جادوگری، افسونگری، فسونکاری، شعبدهبازی و سحاری است که در متون مختلف به کار میروند.
در قرآن
خود صورت مصدری «ساحری» با یای فارسی در متن قرآن نیامده است؛ اما ریشه عربی آن (سحر) بسیار پرکاربرد است. واژههایی مانند «السَّحَرَة» (جادوگران) در جریان تقابل حضرت موسی با فرعونیان در سورههای اعراف، طه و شعراء آمده و در آیه ۱۰۲ سوره بقره نیز به تعلیم سحر در بابل اشاره شده است.
نماد چیست
در فرهنگ، اساطیر و متون مذهبی، ساحری نماد فریب، تاریکی و وارونه نشان دادن حقیقت است. اما در ادبیات غنایی و عاشقانه فارسی، بار معنایی مثبتی پیدا میکند و نماد دلبری چشمگیر، افسونگری نگاه یار و زیبایی بیحد و حصر است.
جمعبندی و توضیح کامل ساحری
واژه ساحری در زبان فارسی به مفهوم جادوگری و انجام اعمال مرموز برای دگرگون ساختن واقعیتها یا ایجاد چشمبندی به کار میرود. این کلمه از ریشه عربی «سحر» گرفته شده و با الحاق «ی» حاصل مصدر در فارسی تشخص یافته است. در کاربردهای اصیل، این واژه همواره با مفاهیمی چون شعبده، فسون و نیرنگ همنشین است.
از دیدگاه متون دینی و قرآنی، اگرچه خود لفظ ساحری عیناً ذکر نشده، اما ریشه آن بارها در قالب داستانهایی نظیر تقابل موسی با جادوگران مصر و ماجرای هاروت و ماروت در بابل بررسی شده که در آنجا نمادی از گمراهی و اثرات منفی شمرده میشود. در مقابل، ادبیات کلاسیک فارسی با لطافت خاص خود از این واژه برای توصیف زیباییهای اغواگر و دلبریهای چشم معشوق استفاده کنایی کرده است.