یعنی چه
حالت و صفت دربهدر بودن؛ یعنی نداشتن خانه، مسکن یا محل اقامت ثابت و دائم. این واژه به شرایط سختی اشاره دارد که فرد به دلیل فقر، جنگ یا حوادث ناگوار مجبور به جابهجایی مداوم و زندگی از این در به آن در رفتن است.
تلفظ
این واژه به صورت دَربَدَری تلفظ میشود و یک حاصل مصدر مرکب در زبان فارسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مفهوم معمولاً خود واژه «دربدری» با ۶ حرف یا مترادفهای آن مانند «آوارگی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن از واژههای فوق برای رساندن مفهوم دربدری استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «تشرد» دقیقترین معادل برای حالت آوارگی و دربدری است.
به ترکی
در ترکی استانبولی علاوه بر وامواژه «derbederlik»، از واژههای بومی مانند evsizlik نیز استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دربدری
واژه «دربدری» یک اصطلاح اصیل و حاصل مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب ساختاری «در + به + در + ی» شکل گرفته و کنایه از رفتوآمد بیهدف و ناگزیر از این در به آن در برای یافتن سرپناه، پناهگاه یا مأمن است. این کلمه به طور دقیق بر وضعیت تلخ و دشوار آوارگی، بیخانمانی و نداشتن ثبات در زندگی دلالت دارد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، دربدری فراتر از یک واژه، به عنوان نمادی از رنج، بیپناهی، فقر، غربت و طردشدگی اجتماعی یا عاطفی به کار میرود و در هنرهای تجسمی و نمادشناسی عامه معمولاً با نشانههایی چون جادههای بیانتها یا بقچه و کولهپشتی گرهزده تصویر میشود که گویای زندگی بدون استقرار است.
اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم قرآنی قرین و نزدیک به آن مانند «الإخراج من الديار» (راندن از خانه و کاشانه) یا سرگردانی قوم بنیاسرائیل در بیابان، به خوبی این حالت از بیسرپناهی و سختزیستی را توصیف میکنند.