یعنی چه
سپیدار نام درختی از تیرهٔ بیدیان (Salicaceae) و سردهٔ صنوبر غالب است. این درخت قامتی بلند و راست دارد، برگریز است و به دلیل رنگ سفید و درخشان پوست تنه و همچنین کرکهای سپیدِ پشت برگهایش که در باد میدرخشند، به این نام شناخته میشود.
تنزلو تلفظ
واژه سپیدار به صورت سِپیدار (sepidār) تلفظ میشود که از دو بخش «سپید» (سفید) و «دار» (درخت) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای نشانهٔ این درخت کلماتی چون درخت سپیدار (۱۰ حرف)، سفیدار، تبریزی، کبوده، حور، شال و پد به کار میروند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این درخت White poplar گفته میشود و نام علمی و جهانی آن در گیاهشناسی Populus alba است.
به عربی
در زبان و منابع لغوی عربی، این درخت را با نام «الحور» یا بهطور دقیقتر «الحور الأبیض» میشناسند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی به درخت سپیدار «Akkavak» (به معنی صنوبر/قواق سفید) میگویند.
به فارسی
واژهٔ سپیدار کاملاً ایرانی و حاصل ترکیب دو واژهٔ پهلوی Spēt (سفید) و Dār (درخت و چوب) در زبان باستان است. از معادلها و نامهای دیگر آن در زبان و گویشهای فارسی میتوان به سفیدار، کبوده، شال، پد و تبریزی اشاره کرد.
جمعبندی و توضیح کامل درخت سپیدار
درخت سپیدار که در متون کهن به صورت سپیددار نیز ضبط شده، یکی از آشناترین درختان پهنبرگ در طبیعت ایران است. ریشه این واژه اصالت کاملاً پارسی دارد و از ترکیب «سپید» و «دار» (به معنای درخت در زبان پهلوی) پدید آمده است؛ علت این نامگذاری، تنه روشن و درخشش نقرهای کرکهای پشت برگهای آن در برابر تابش نور و وزش باد است.
این درخت در فرهنگ و ادبیات فارسی نماد پویایی، پاکی، استقامت و البته بیقراری است؛ چرا که برگهای آن با کوچکترین نسیمی به لرزش درآمده و نجوایی آرامشبخش ایجاد میکنند. سپیدار رشد سریعی دارد و قامت راست آن از گذشتههای دور زینهبخش باغها و روستاهای ایران بوده است.