یعنی چه
«تَطِلّ» یا «تُطِلّ» یک واژه یا فعل عربی است که در متون کهن و ترجمهها به کار رفته و مدخل مستقل فارسی نیست. اگر این کلمه از باب افعال (تُطِلّ) باشد، به معنی مشرف بودن، چشمانداز داشتن به یک مکان، یا سرک کشیدن و نمایان شدن است. اما اگر صیغه مضارع مجزوم از ثلاثی مجرد (تَطِلّ) باشد، به معانی پدیدار شدن، طلوع کردن و برآمدن، و در بستر دیگر به معنی نابود شدن، هدر رفتن یا باطل شدن خون (بدون قصاص) به کار میرود.
متضاد
این واژه یک فعل صرفشدهٔ عربی است و واژه یا ریشهٔ اصیل فارسی ندارد.
هم خانواده
این واژه فاقد ریشهٔ اصیل فارسی است و از نظام صرفی زبان عربی وارد شده است.
تلفظ
بسته به ساختار جمله و معنای مورد نظر، این واژه به صورت «تَطِلّ» (با فتح تاء) یا «تُطِلّ» (با ضم تاء) تلفظ میشود.
در جدول
کلمه «تطل» دقیقاً ۳ حرف دارد و پاسخ متداول در جداول کلمات متقاطع برای مفاهیمی چون مشرف بودن یا سرک کشیدن عربی است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بر اساس بستر معنایی آن در متن مشخص میشوند.
به عربی
از آنجا که خود کلمه ریشه در زبان عربی دارد، مترادفهای عربی معیار آن شامل این افعال هممعنی میشود.
به فارسی
برگردانهای دقیق فارسی برای این فعل عربی شامل عباراتی نظیر «مشرف بودن»، «چشمانداز داشتن»، «نمایان شدن»، «سر برآوردن» و «طلوع کردن» است.
جمعبندی و توضیح کامل تطل
واژه «تطل» یک مدخل مستقل یا واژه اصیل در زبان فارسی نیست، بلکه یک ساختار صرفی و فعلی از زبان عربی (مشتق از ریشههای طلل یا طلع) است که گاهی در متون ادبی، ترجمهها و متون کهن فارسی به چشم میخورد. این کلمه در کاربردهای متداول خود به معنای داشتن چشمانداز رو به یک مکان (مشرف بودن) یا آشکار شدن، طلوع کردن و سرک کشیدن به کار میرود.
در نظام صرفی زبان عربی، این واژه میتواند به صورت «تُطِلّ» از باب افعال به معنی پدیدار شدن و اشراف داشتن باشد، یا در حالتی دیگر به معنای ضایع شدن و هدر رفتن به کار رود. در جداول کلمات متقاطع فارسی نیز به عنوان یک کلمه سه حرفی با معنای مشرف بودن یا پدید آمدن مد نظر طراحان قرار میگیرد.