یعنی چه
الجراره در لغت به معنی کشنده است و در متون کهن به نوعی عقرب زرد، بزرگ و بسیار سمی اشاره دارد که به دلیل سنگینی دم خود را روی زمین میکشد. همچنین این واژه به لشکر و سپاهی بزرگ و سنگین که به کندی حرکت میکند (کتیبة جرّارة) اطلاق میشود و در ادبیات فارسی کنایه از زلف پیچیده و تیره معشوق است.
تلفظ
این واژه با الف و لام تعریف عربی و تشدید روی حرف «ر» به صورت اَلْجَرّارَة تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند الجراره به عنوان پاسخ برای طراحان جدول کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، برگردانهای انگلیسی متفاوتی برای این واژه وجود دارد.
به عربی
این واژه ریشه اصیل عربی دارد و در کلام معاصر عربی به تراکتور نیز گفته میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق آن شامل کژدم (عقرب سمی)، لشکر انبوه، و در اصطلاح شاعرانه طره یا زلف یار است.
نماد چیست
الجراره در فرهنگ عامه و متون کهن نماد خطر مکتوم، آسیب ناگهانی و زهر شدید است. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز شاعرانی چون انوری و ناصرخسرو از آن به عنوان نماد زلف زیبا اما گزنده و دلربای معشوق استفاده کردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل الجراره
واژه الجراره ریشهای عربی از ماده «ج ر ر» به معنی کشیدن و امتداد دادن دارد. مهمترین و رایجترین معنای کلاسیک آن در زبان و ادبیات فارسی، نوعی عقرب زرد و بسیار خطرناک است که به دلیل جثه یا ویژگیهای زیستیاش، دم خود را هنگام حرکت روی زمین میکشد. این کلمه در طول تاریخ تغییرات معنایی جالبی را تجربه کرده است.
علاوه بر جنبه زیستشناسی قدیم، در اصطلاحات نظامی گذشته به سپاههای بزرگ و پرجمعیتی که به دلیل کثرت تجهیزات به آهستگی حرکت میکردند، جراره میگفتند. در حوزه شعر و ادبیات فارسی نیز شاعران با نگاهی استعاری، زلف تیره، پیچیده و دلربای معشوق را به دلیل حالت گزندگی و به دام انداختن دلها به عقرب جراره تشبیه میکردهاند.
در نهایت، شایان ذکر است که این کلمه در زبان عربی معاصر دستخوش تحول شده و امروزه به ماشینآلات کشاورزی سنگین مانند تراکتور نیز اطلاق میشود. الجراره علیرغم داشتن ریشه عربی، جایگاه ویژهای در ادبیات کهن فارسی و متون لغوی دارد.