یعنی چه
تلخمزاج به کسی گفته میشود که دارای طبع و سرشتی تند، سرد یا پرخاشگر است. این افراد معمولاً به سرعت عصبانی میشوند، کمتحمل هستند و در برخورد با دیگران رفتاری خشک، عبوس و ترشرو از خود نشان میدهند. این واژه به عنوان یک صفت مرکب برای توصیف ویژگیهای اخلاقی منفی و ناسازگاریهای رفتاری به کار میرود.
تلفظ
این واژه از دو بخش تشکیل شده است: بخش اول «تَلْخ» با سکون خاء و بخش دوم «مِزاج» با کسرهٔ میم و جیم ساکن در پایان.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، واژهٔ «تلخ مزاج» به عنوان پاسخ ۷ حرفی برای نشانه هایی چون تندخو یا بدخلق استفاده میشود. کلمات مترادف دیگر آن مانند بدخلق یا تندخو نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف فرد تلخمزاج از صفاتی استفاده میشود که به خوی تند، خشم سریع یا نگاه منفی و تلخ به زندگی اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی ترکیبات مختلفی برای رساندن مفهوم تلخمزاجی وجود دارد که بیشتر بر تندی طبع یا بدی اخلاق فرد دلالت میکنند.
به فارسی
واژگان هممعنا و اصیل فارسی که میتوانند به جای تلخمزاج استفاده شوند شامل کلماتی چون بدخلاق، عبوس، اخمو، کجخلق و زودجوش هستند که همگی نشاندهنده ناسازگاری رفتاری فرد میباشند.
جمعبندی و توضیح کامل تلخ مزاج
واژهٔ «تلخمزاج» یک صفت مرکب اتباعی در زبان فارسی است که از ترکیب واژهٔ اصیل و پهلوی «تلخ» و واژهٔ عربی «مزاج» (به معنی طبع و سرشت) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات و زبان عامیانه برای توصیف افرادی به کار میرود که به دلیل تندخویی، زودرنجی و رفتارهای سرد یا پرخاشگرانه، ارتباط برقرار کردن با آنها دشوار است و به نوعی نماد ناسازگاری و اخموی بودن هستند.
در ریشههای طب سنتی و نظریه اخلاط چهارگانه، تلخمزاجی معمولاً با غلبهٔ خلط صفرا (که مایهٔ تیزی و تندخویی است) یا خلط سودا (که موجب انزوا، اندوه و تلخی رفتار میشود) مرتبط دانسته شده است. اگرچه این ترکیب به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیمی نظیر غلظت قلب یا فظاظت که به معنای سختدلی و تندخویی هستند، معادل اخلاقی این پدیده در متون دینی به شمار میروند.