یعنی چه
واژه خشکی به معنای نبود آب و رطوبت، یبوست و همچنین قاره و زمینِ سفت در برابر بحر و دریاست. در مفهوم مجاز نیز به معنای خشونت رفتار، تعصب یا قحطی به کار میرود.
مترادف
این کلمات در متون مختلف بسته به سیاق متن (جغرافیایی، پزشکی یا آبوهوایی) به عنوان هممعنی خشکی استفاده میشوند.
متضاد
واژههای فوق نشاندهنده وجود آب، رطوبت یا انعطافپذیری هستند که نقطه مقابل مفهوم خشکی قرار میگیرند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف و راهنمای سؤال، میتوان از واژه اصلی یا جایگزینهای آن استفاده کرد.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور خشکی زمین باشد یا خشکی هوا و اجسام، واژگان متفاوتی در انگلیسی وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی کلمه بَرّ رایجترین معادل برای خشکی زمین است که در قرآن کریم نیز به وفور در کنار بحر استفاده شده است.
به ترکی
در زبان ترکی آذربایجانی و استانبولی، این واژهها تداعیکننده ابعاد مختلف معنایی خشکی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل خشکی
واژه «خشکی» یک اسم مصدر اصیل فارسی است که از صفت «خشک» (در زبان پهلوی hušk) به همراه پسوند «ـی» ساخته شده است. این کلمه دو ساحت معنایی عمده دارد؛ نخست در بعد جغرافیایی و طبیعی که به زمینهای بیرون از آب و قارهها (در برابر دریا و اقیانوس) اطلاق میشود، و دوم در بعد فیزیکی و اقلیمی که بیانگر نبود رطوبت، بیآبی و حتی پدیدههایی مثل خشکسالی و قحطی است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی و همچنین متون دینی، خشکی مفاهیم نمادین متعددی را حمل میکند. در قرآن کریم معادلهای آن مانند «بَرّ» و «یَبَس» برای توصیف زمین یا راههای بدون آب به کار رفتهاند. از نظر نمادشناسی، این واژه گاهی نمادی از سختی، انقباض، پایداری مادی و در جنبه منفی، نشانهای از بیاحساسی، مرگ یا جمود و تعصب در رفتار انسانها قلمداد میشود.