یعنی چه
خمیده صفت مفعولی از مصدر «خمیدن» است و به هر شیء، قامت یا خطی گفته میشود که از مسیر مستقیم و راست خود خارج شده و دارای انحنا، قوس یا کجی شده باشد.
مترادف
واژههای فوق همگی بر دارا بودن انحنا و زاویه غیرمستقیم دلالت دارند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده نبود هیچگونه انحنا و کجی در ساختار هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه پارسی باستان و میانه (xam-) به معنی کج شدن و انحنا گرفتن مشتق شدهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند گوژ، منحنی یا معوج نیز به عنوان پاسخهای جایگزین برای این مفهوم به کار میروند.
به انگلیسی
همچنین در زبان عربی از واژههای «مُنْحَنی» و «مُعْوَجّ» و در زبان ترکی از واژههای «Eğri» و «Bükülmüş» به عنوان معادل استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خمیده
واژه «خمیده» یک صفت مفعولی اصیل و پارسی است که ریشه در زبانهای ایران باستان دارد. این کلمه به هر چیزِ دارای انحنا، قوس و کجی اشاره میکند که از حالت مستقیم و راستِ خود خارج شده باشد. فراوانی کاربرد این واژه در زبان روزمره و ادبیات بسیار بالا است.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، قامت خمیده فراتر از یک وضعیت فیزیکی، دارای بار نمادین عمیقی است؛ این حالت معمولاً به عنوان نمادی از کهنسالی، پیری و فرسودگی جسمانی شناخته میشود. از سوی دیگر، در ادبیات عرفانی و اخلاقی، خمیدگی نشانه فروتنی، تواضع، تسلیم در برابر اراده معشوق و یا تحمل بار سنگین امانت الهی و عشق است.
اگرچه خودِ لفظ «خمیده» به دلیل ریشه فارسیاش در متن قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم مترادف آن در آیات الهی به چشم میخورد؛ مانند تشبیه هلال ماه در اواخر ماه قمری به شاخه کهنه و خمیده خرما (عرجون قدیم) که نشاندهنده جریان این تصویرسازی زیبا در زبانهای مختلف است.