یعنی چه
واژه پامادور در برخی زبانها و گویشها مانند ترکی آذربایجانی، گیلکی و مازندرانی به عنوان معادل میوه گوجهفرنگی به کار میرود. این کلمه یک واژه معمولی و کلاسیک در این گویشهاست و در فارسی معیار رسمی محسوب نمیشود.
تلفظ
این کلمه در زبانها و گویشهای مختلف با کمی تغییر در مصوتها به صورت پامادور یا پامیدور تلفظ میشود که برگرفته از تلفظ اصلی آن در زبان روسی است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح سوال عبارت «کلمه ترکی پامادور» را مد نظر داشته باشد، طول پاسخ دقیقاً ۱۵ حرف است. همچنین خود واژه «پامادور» به تنهایی ۷ حرف دارد و به عنوان معادل گوجهفرنگی در نظر گرفته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این صیفیجات محبوب Tomato گفته میشود که ریشه آن به زبانهای بومی قاره آمریکا بازمیگردد.
به ترکی
در زبان ترکی آذربایجانی دقیقاً از واژه Pomidor (یا قیزاناق) استفاده میشود، در حالی که در ترکی استانبولی واژه Domates برای اشاره به گوجهفرنگی رواج دارد.
به فارسی
در زبان فارسی معیار و رسمی، واژه «گوجهفرنگی» (یا در محاوره صِرفاً گوجه) به عنوان نام این گیاه و میوه شناخته میشود و پامادور یک واژه بومی فارسی به شمار نمیرود.
نماد چیست
این واژه به دلیل پیوند با گوجهفرنگی، در نمادشناسی عمومی و آشپزی نشاندهنده طراوت، رنگ سرخ و چاشنیهای مدیترانهای و محلی است. این کلمه به دلیل بومی نبودن گیاه در خاورمیانه کهن، فاقد هرگونه نمادشناسی مذهبی یا قرآنی است.
جمعبندی و توضیح کامل کلمه ترکی پامادور
واژه «پامادور» برخلاف تصور عموم که آن را یک کلمه اصیل ترکی میدانند، یک وامواژه چندلایه با منشأ اروپایی است. ریشه اصلی این کلمه به عبارت ایتالیایی Pomo d'oro به معنای «سیب طلایی» بازمیگردد که به گوجهفرنگیهای اولیه زرد رنگ در اروپا اشاره داشت. این واژه ابتدا وارد زبان روسی (Помидор) شد و سپس از طریق مرزهای شمالی و زبانهای ترکزبان، به گویشهای شمال ایران مانند گیلکی و مازندرانی و همچنین ترکی آذربایجانی راه یافت.
در فارسی معیار و رسمی، معادل دقیق این واژه «گوجهفرنگی» است و واژه پامادور در ادبیات رسمی کاربردی ندارد. این گیاه به دلیل آنکه بومی قاره آمریکا بوده و پس از کشف این قاره به سراسر جهان منتقل شده است، در متون کهن فارسی و قرآنی سابقهای ندارد و یک پدیده زبانی متأخر در فرهنگ غذایی و زبانی منطقه محسوب میشود.