یعنی چه
«ب حطیم» در اصل صورت شکستهشده یا اشتباه نوشتاری واژهٔ عربی «بِالحَطیم» یا «الحَطیم» است. در لغت به معنای شکسته و درهمکوبیده است و در اصطلاح دینی به بخشی مقدس در کنار کعبه (معمولاً همان فضای نیمدایرهای حجر اسماعیل یا میان حجرالاسود و مقام ابراهیم) اطلاق میشود. علت این نامگذاری، ازدحام سنگین زائران برای دعا در این نقطه و یا ریختن و شکسته شدن گناهان بندگان در آن ذکر شده است.
تلفظ
تلفظ واژهٔ مبنا به صورت حَطیم (Hatīm) است و در ترکیبهای عربی به صورت بِالْحَطیم (Bel-Hatīm) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «ب حطیم» به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی برای اشاره به حجر اسماعیل یا بخشی از دیوار کعبه کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای اشاره به این مکان مقدس در زبان انگلیسی از نگارش لاتین نام آن یا توصیف ساختاریاش استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشهٔ اصیل عربی دارد و از ماده «ح ط م» به معنی شکستن گرفته شده است.
به فارسی
در زبان فارسی معادل مستقیم مکانی آن همان «حجر اسماعیل» یا «مُلتَزَم» است و در معنای لغوی به عنوان شکسته و فروکوبیده تعبیر میشود.
در قرآن
واژهٔ «حطیم» به صورت مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما ریشهٔ آن (ح ط م) در قالبهایی چون «الحُطَمَة» (خردکننده - از نامهای جهنم در سوره همزه) و «یَحْطِمَنَّکُمْ» (شما را بشکنند و پایمال کنند در سوره نمل) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل ب حطیم
عبارت «ب حطیم» صورت سرهمنویسی شده یا دگرگونشدهٔ واژهٔ عربی «بالحطیم» یا همان «الحطیم» است. این کلمه در اصل لغت به معنای درهمکوبیده و شکسته است، اما در جغرافیای مکه و ادبیات اسلامی به بخش ویژهای از مسجدالحرام در کنار کعبه اشاره دارد که زائران در آن به راز و نیاز میپردازند.
در فرهنگ و فقه اسلامی، حطیم معمولاً با فضا یا دیوار نیمدایرهای حجر اسماعیل یکسان دانسته میشود. نامگذاری آن به این دلیل است که گناهان در این موضع مقدس فرو میریزند و یا به خاطر ازدحام شدید، مردم برای دعا به یکدیگر فشار میآورند. در عرفان و ادبیات فارسی نیز این واژه نماد خضوع، دلشکستگی و استجابت دعا به شمار میرود.