یعنی چه
این اصطلاح کنایه از با شتاب و سرعت بسیار زیاد رفتن یا انجام دادن کاری با تمام توان است. ریشهٔ معنایی آن به زمانهای قدیم و سیستم چاپارخانهها بازمیگردد؛ زمانی که پیکها یا مسافران عجول، یک اسب یدک (اضافی) همراه خود میبردند تا به محض خسته شدن اسب اول، بدون اتلاف وقت بر اسب دوم سوار شوند و با سرعت به راه خود ادامه دهند.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت «دُو اَسْ بِهْ رَفْ تَنْ» (do asbe raftan) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه با توجه به تعداد حروف، معمولاً خودِ عبارت «دو اسبه رفتن» (۱۰ حرف) یا واژههای مشابهی چون «تاختن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم اصطلاحی، عباراتی که نشاندهنده حرکت سریع پیکها یا نهایت سرعت اسب است به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح دقیقی که مستقیماً از تصویر «دو اسب» استفاده کند برای این معنا رایج نیست و بیشتر از تعابیر سرعتی و شتاب بهره میبرند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات فارسی نماد «پیک سریعالسیر»، «عجله و شتاب افراطی در تصمیم یا عمل» و همچنین استعارهای از «گذر سریع و بیرحمانهٔ عمر و زمان» است؛ همانطور که خاقانی میگوید: «با شبروان دواسبه دویدم به صبحگاه».
جمعبندی و توضیح کامل دو اسبه رفتن
اصطلاح فارسی «دو اسبه رفتن» (یا دو اسبه تاختن) یکی از کنایههای اصیل و زیبای زبان فارسی است که ریشه در بافت تاریخی و سنتهای ارتباطی ایران قدیم دارد. در روزگاری که اسبها تنها وسیله سفرهای سریع بودند، پیکهای حکومتی و مسافرانِ در حال اضطرار برای جلوگیری از تلف شدن وقت، اسبی یدکی را با خود همراه میکردند تا به محض خستگی مرکب اول، سفر را روی مرکب تازه نفس ادامه دهند.
این تصویر عینی به مرور زمان وارد ادبیات و زبان محاوره شد و به عنوان نمادی برای حرکت با نهایت سرعت، پیش رفتن با تمام توان و انجام کارها با عجله فراوان به کار رفت. شاعران بزرگی چون سعدی و خاقانی نیز از این تعبیر کنایی برای توصیف شتاب تند حوادث روزگار و حرکت سریع انسانها بهره جستهاند.