یعنی چه
این واژه در لغتنامههای رسمی فارسی ثبت نشده است؛ اما در فرهنگ عامیانه به مارمولکهای بزرگ (بزمجه) اطلاق میشود. همچنین در گویش مازندرانی، «کوله» به معنی توله و «مار» به معنی مادر است و این ترکیب برای اشاره به خوک ماده به همراه تولههایش به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت koole maar (کولهمار) است که از دو جزء کوله و مار تشکیل میشود.
در جدول
در معماها و جداول کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل بر اساس تعداد حروف «کوله مار» (۷ حرف) یا معادلهای آن مانند بزمجه است.
به انگلیسی
بسته به بستر معنایی، معادل انگلیسی آن برای سوسمار بزرگ Monitor lizard و برای اصطلاح مازندرانی Sow with piglets است.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به معادل عامیانه این واژه (مارمولک بزرگ و سوسمار) از کلمات ضب یا ورل استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیقتر این واژه در زبان فارسی معیار، کلماتی نظیر بزمجه، سوسمار یا اصطلاح توصیفی «خوک ماده به همراه تولهها» است.
نماد چیست
این ترکیب به دلیل رسمی نبودن نماد واحدی ندارد؛ اما به طور مجزا «کوله» نماد حمل بار و سفر، و «مار» نماد خطر، تولد دوباره و شفابخشی است. در فرهنگ مازندرانی نیز به نوعی تداعیکننده مفهوم مادری و باروری در حیات وحش است.
جمعبندی و توضیح کامل کوله مار
واژه «کوله مار» در فرهنگ لغات شاخص و معیاری همچون دهخدا، معین و عمید به عنوان یک مدخل مستقل به ثبت نرسیده است. این عبارت بسته به بستر کاربرد، دو ریشه و معنای کاملاً متفاوت عامیانه و بومی دارد؛ در یک رویکرد عامیانه، کنایه از مارمولکهای بسیار بزرگ یا همان بزمجه و سوسمار است.
از سوی دیگر، در گویش اصیل مازندرانی (طبری)، این ترکیب معنای متفاوتی به خود میگیرد. در این زبان، واژه «کوله» به معنای فرزند یا توله حیوان و «مار» به معنای مادر است؛ از این رو ترکیب کوله مار در فرهنگ بومی شمال ایران به خوک مادهای اشاره دارد که تولههایش را به همراه دارد.