یعنی چه
منزجر شدن به معنای به وجود آمدن حس تنفر، بیزاری شدید و دلزدگی در انسان نسبت به یک رفتار، شخص، شیء یا موقعیت ناخوشایند است، به طوری که فرد تمایل دارد از آن دوری گزیند.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت مُنْزَجِرْ شُدَنْ است که واژه «منزجر» از مصادر باب انفعال در زبان عربی وارد فارسی شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «منزجر شدن» با ۸ حرف پاسخ استاندارد است. همچنین کلماتی نظیر بیزار شدن یا متنفر شدن نیز با تعداد حروف مشابه کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این حالت از اصطلاحاتی مانند to be disgusted یا to feel repulsed استفاده میشود که نشاندهنده تنفر عمیق و چندشآور است.
به عربی
در زبان عربی معاصر و کلاسیک، افعالی نظیر اِشْمَأَزَّ (مشمئز شد) و تَقَزَّزَ برای رساندن مفهوم کراهت شدید و تنفر به کار میروند.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی این عبارت شامل اصطلاحاتی چون بیزار شدن، دلزده شدن، روگردان شدن و متنفر گشتن است.
جمعبندی و توضیح کامل منزجر شدن
عبارت «منزجر شدن» یک فعل مرکب در زبان فارسی است که ریشه بخش اول آن یعنی «منزجر» به کلمه عربی «زجر» بازمیگردد. در ریشه اصلی، این کلمه به معنای منع شدن، رانده شدن و بازایستادن از کاری بوده است؛ اما با ورود به زبان فارسی و در تداول امروز، تغییر معنایی یافته و به مفهوم احساس نفرت، بیزاری شدید و دوریگزینی از یک امر ناخوشایند به کار میرود.
این حالت روحی و روانی معمولاً به عنوان یک واکنش دفاعی طبیعی در انسان شناخته میشود که فرد را از محرکهای آزاردهنده یا تهدیدکنندههای بهداشتی و اخلاقی دور نگه میدارد. در ادبیات و عرفان نیز گاهی این مفهوم به معنای دفع آلودگیهای روحی و پاکسازی درونی از رذایل تعبیر شده است.
در متون کهن و ترجمههای قرآنی نیز این واژه قرابت معنایی بالایی با مفهوم «اشمئزاز» دارد، به طوری که در ترجمه برخی آیات از جمله آیه ۴۵ سوره زمر، حالت قلبهای منکران در برابر حق با تعبیر «منزجر شدن» بازتاب یافته است.