یعنی چه
سربلندی اسم مصدر از واژهٔ «سربلند» است. این واژه در فرهنگهای معتبر لغت مانند دهخدا و معین به معنای آبرومندی، مفاخرت، مباهات و داشتن مقام عزیز و باافتخار بودن به کار میرود.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل و عکس سربلندی را میرسانند و نشاندهندهٔ پستی یا سرافکندگی هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه از ترکیب دو بخش «سَر» (با فتحه) و «بُلَند» (با ضمهٔ ب و فتحهٔ ل) همراه با پسوند مصدری «ی» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ «سربلندی» دقیقاً ۷ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به طراحانی که کنایه از عزت، افتخار یا سرافرازی را میخواهند، قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و کاربرد آن در جملات انگلیسی، میتوان از این معادلهای دقیق استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی مفهوم سربلندی بیشتر با واژهٔ «العزة» همپوشانی دارد که به معنای شکستناپذیری و مقام عالی است.
جمعبندی و توضیح کامل سربلندی
واژهٔ «سربلندی» یک اصطلاح اصیل فارسی و حاصلمصدر ترکیبی است که از دو بخش «سر» و «بلند» به همراه پسوند «ی» شکل گرفته است. در نگاه استعاری فرهنگ ایرانی، بالا نگهداشتن سر نشانهای از عزت نفس، موفقیت اخلاقی و پاکدستی است؛ در حالی که پایین انداختن آن نماد شرمساری و شکست محسوب میشود. از این رو، سربلندی تداعیکنندهٔ پیروزی همراه با کرامت است.
اگرچه خود این واژه به دلیل ریشهٔ فارسیاش به صورت مستقیم در متن قرآن مجید نیامده، اما معادل مفاهیم عمیق آن مانند «العزة» و «رفعت مقام» به وفور در آیات الهی دیده میشود؛ جایی که سربلندی واقعی و تمامعیار از آنِ خدا، رسول او و مؤمنان راستین دانسته شده است.
در ادبیات و فرهنگ عامهٔ ایران نیز، این مفهوم با نمادهایی همچون درخت «سرو» به خاطر استواری و همیشهسبز بودنش، و مرغ «هما» یا «عقاب» به دلیل پرواز در اوج آسمانها پیوند خورده است. سربلندی کیفیتی است که در گفتار روزمره برای آرزوی موفقیت بدون سرافکندگی برای عزیزان به کار میرود.