یعنی چه
سنخیت به معنای داشتن ریشه و اصل مشترک، همگونگی، تناسب و سازگاری میان دو یا چند امر است که در مباحث علمی و فلسفی کاربرد زیادی دارد.
متضاد
مهمترین متضادهای این واژه شامل تباین (دو امر کاملاً جدا و بیارتباط) و ناهمگونی است.
تلفظ
این واژه به صورت سِنْخِیَّت (مصدر جعلی با تشدید ی) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به سوالاتی با مفهوم همجنس بودن یا تناسب، واژه ۵ حرفی «سنخیت» یا «تجانس» است.
به انگلیسی
بسته به متن فلسفی، علمی یا عمومی، واژههای فوق دقیقترین معادلهای انگلیسی سنخیت هستند.
به فارسی
برابرها و معادلهای اصیل فارسی برای این واژه شامل همگونگی، هممایگی و داشتنِ اصل و بن مشترک است.
در قرآن
عین واژه «سنخیت» یا ریشه ثلاثی آن در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ با این حال، مفهوم عدم سنخیت میان خالق و مخلوق بر اساس آیه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» (شوری: ۱۱) در متون تفسیری و کلامی بسیار مورد بحث قرار گرفته است.
نماد چیست
در حکمت و فلسفه اسلامی، سنخیت نماد و نشانه قاعدهای است که میگوید میان علت و معلول باید تناسب ماهوی برقرار باشد. در ترسیمهای منطقی نیز گاه آن را با دایرههای متداخل یا همپوشان نشان میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل سنخیت
واژه «سنخیت» یک مصدر جعلی (صناعی) است که از ریشه عربی «سِنْخ» به معنای اصل، بن و ریشه ساخته شده و به مرور زمان وارد زبان فارسی شده است. این کلمه به طور کلی بیانگر همجنس بودن، تناسب، همگونی و سازگاری کامل میان دو امر است؛ به طوری که نشان میدهد آنها از یک ریشه و صنف هستند و با یکدیگر تباین و ناسازگاری ندارند.
در حوزه فلسفه و حکمت اسلامی (بهویژه در مکتب ملاصدرا)، این اصطلاح جایگاه ویژهای تحت عنوان «قاعده سنخیت» دارد. این قاعده تبیین میکند که میان علت و معلول باید تناسب و رابطه وجودیِ خاصی برقرار باشد تا صدورِ معلول از علت ممکن گردد؛ چرا که هر چیزی نمیتواند علتِ هر چیزی شود.
اگرچه این واژه به طور مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته است، اما مفهوم متضاد آن یعنی «عدم سنخیت» ذات پروردگار با پدیدهها، پایه مباحث الهیات و تنزیه الهی قرار گرفته تا اثبات شود که هیچگونه همجنس بودن یا شباهت ماهوی میان آفریدگار و مخلوقات جهان وجود ندارد.