یعنی چه
شوریده صفت مفعولی از فعل «شوریدن» است و به کسی یا چیزی گفته میشود که آشفته، پریشان، منقلب و درهموبرهم باشد (مانند زلف یا اوضاع آشفته). در مفاهیم ادبی و عرفانی، به عاشق دلباخته، شیدا و کسی که از شدت عشق و جذبهٔ معنوی به حالتی شبیه به جنون رسیده و از عقل مصلحتاندیش عبور کرده است، شوریده میگویند. همچنین در معنایی تخصصی، نام نوعی ماهی مرغوب و خوراکی در خلیج فارس است.
مترادف
متضاد
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت [شُوریده] (šuride) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ شوریده معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «آشفته»، «پریشان»، «عاشق دلباخته» یا «نوعی ماهی جنوب» میآید و دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای این واژه وجود دارد؛ برای حالات روحی آشفته و شیدا از Frenzied، برای ظاهر ژولیده از Disheveled و برای کشش شدید عاشقانه از Enamored استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم شوریدگی عاشقانه از واژگانی چون هائم و مشغوف، و برای جنبهٔ پریشانی و آشفتگی از مضطرب یا هائج استفاده میشود.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و عرفان فارسی، «شوریده» یا «شوریدهسر» نماد بارز عاشق صادقی است که از خود بیخود شده، قید و بندهای عقل مصلحتبین را رها کرده و به طور کامل در معشوق یا امر متعالی فنا شده است. این واژه تجسم عینی احوالی شبیه به شخصیت مجنون در ادبیات غنایی است که آشفتگی ظاهرش، نشانی از طوفان درونی و غلیان عاطفی اوست.
جمعبندی و توضیح کامل شوریده
واژهٔ «شوریده» صفت مفعولی برخاسته از مصدر فارسی «شوریدن» است که در هستهٔ معنایی خود، مفهوم برآشفتن، به غلیان آمدن و حرکت سریع را حمل میکند. این کلمه در سیر تحول خود در زبان فارسی، دو رویهٔ معنایی متمایز اما مرتبط یافته است؛ از یک سو به نابسامانی، پریشانی و ژولیدگی ظاهری یا اوضاع مشوش اشاره دارد و از سوی دیگر، در ادبیات عرفانی و غنایی، تداعیگر عالیترین درجات دلبستگی، شیدایی و بیخودشدگی از شراب عشق است.
علاوه بر این کاربردهای استعاری و روانشناختی، شوریده در زندگی روزمره و مادی مردم ایران، به ویژه در جنوب کشور، به عنوان نام یکی از مرغوبترین و لذیذترین ماهیهای خوراکی خلیج فارس شناخته میشود. این تنوع کاربرد نشان میدهد که چگونه یک واژه میتواند همزمان در اوج ظرافتهای صوفیانه و در سطوح کاربردی زندگی عامه حضور داشته باشد.