یعنی چه
دربندان در زبان فارسی دو حوزه معنایی اصلی دارد؛ نخست به معنی در بند بودن، اسارت، گرفتاری و محبوس شدن است. دوم در متون کهن به حالت بسته بودن درِ خانهها و دکانها (نوعی تعطیلی یا اعتصاب) یا محاصره کردن یک شهر و قلعه در زمان جنگ اشاره دارد که راههای ورود و خروج آن به طور کامل مسدود میشود. همچنین در جغرافیا و متون قدیم گاه به معنای راه باریک، تنگه کوهستانی یا کوچه بنبستِ دردار آمده است.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول و فتح سوم یعنی دَربَندان (dar-bandān) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه دربندان به عنوان پاسخ برای راهنماییهایی نظیر «محاصره شهر»، «حالت اسارت و گرفتاری» یا «تخته کردن در دکانها» به کار میرود و دقیقاً ۷ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به ریشه معنایی مورد نظر، معادلهای متفاوتی در انگلیسی دارد؛ در بار معنایی اسارت از captive، در مفهوم نظامی و محاصره از siege و در مفهوم جغرافیایی از pass استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای مفاهیم مختلف این واژه، کلمات متبادلی نظیر حصار (برای انسداد و محاصره) و محبوس یا مقید (برای بند و اسارت) به کار میرود.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و متون عرفانی، دربندان به عنوان نمادی از اسارت، محدودیت و گرفتار بودن روح یا جسم در بند مادیات به کار میرود. این واژه در شعر و عرفان نشاندهنده «قید نفس» و دلبستگیهای دنیوی است که مانع آزادی و تعالی انسان میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دربندان
واژهٔ فارسی «دربندان» از ترکیب ساختاری «در + بند + ان» تشکیل شده و اصالتی کهن در زبان و ادبیات فارسی دارد. این کلمه در طول تاریخ در دو پوسته معنایی مجزا به کار رفته است؛ در وجه اول به مفهوم فیزیکی و نظامی یعنی محاصره کردن دژها، شهربند کردن و یا تخته کردن و بستن درِ مغازهها اشاره دارد و در وجه دوم، حالتِ انتزاعی و مجازی گرفتار بودن، محبوس بودن و اسارت را بازگو میکند.
در ادبیات کلاسیک، این واژه علاوه بر کاربردهای واقعگرایانه نظامی و اجتماعی، بار نمادین نیز به خود گرفته و بازتابدهنده محدودیتهای دنیوی و بندهای نفسانی است که انسان را محصور میکنند. امروز این واژه در ادبیات روزمره کمتر به شکل مصدر نظامی استفاده میشود و بیشتر معنای گرفتاری و محاط بودن را تداعی میکند.