یعنی چه
این ترکیب به معنای آن است که سطحی (مانند آینه یا فلز) ابتدا از هرگونه زنگار، غبار، تیرگی و آلودگی کاملاً پاک شده و سپس با ساییدن و صیقل دادن، به حالتی براق، درخشان و شفاف دست یافته است. این واژه کاملاً معمولی و کلاسیک است و تعریف دقیق آن بر پاکیزگی نهایی تمرکز دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «زُدودِه وَ جَلا دادِه شُدِه» است که در آن «زدوده» صفت مفعولی از مصدر زدودن و «جلا داده شده» ترکیب مفعولی از واژه جلا و دادن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این راهنما خودِ عبارت «زدوده و جلا داده شده» است که ۱۶ حرف دارد. همچنین کلماتی مانند صیقلی، مصقول و مصفا نیز میتوانند به عنوان گزینههای فرعی و کوتاهتر مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از واژگانی استفاده میشود که هم پاکسازی و هم براقشدگی را در خود دارند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحات متعددی برای اشاره به شیء صیقلخورده و پاکشده وجود دارد که در متون ادبی و دینی نیز به کار رفتهاند.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی این عبارت شامل واژههایی چون صیقلی، براق، سترده، مصفا، پاک و درخشان است که همگی مفهوم پاکیزگی همراه با بازتاب نور را نشان میدهند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و نمادشناسی شرقی، «آینهٔ زدوده و جلاداده شده» نماد قلب انسان مؤمن و عارف است که از رذایل اخلاقی، منیت و زنگار گناهان پاک شده تا بتواند انوار الهی و حقیقت جهان هستی را به زیبایی و بدون نقص منعکس کند.
جمعبندی و توضیح کامل زدوده و جلا داده شده
عبارت «زدوده و جلا داده شده» یک ترکیب عطف بیان و توصیفی است که اوج پاکیزگی، شفافیت و درخشندگی یک شیء را به تصویر میکشد. بخش اول یعنی «زدوده» از مصدر فارسی زدودن به معنای از بین بردن کامل آلودگیها، زنگارها و غبار است و بخش دوم یعنی «جلا داده شده» به معنای صیقل زدن و بخشیدن روکش براق و منعکسکننده به سطح است.
این اصطلاح بیش از آنکه یک کاربرد ساده صنعتی داشته باشد، در فرهنگ و ادبیات فارسی معنایی کنایی و عرفانی یافته است. شاعران و عارفان همواره از این ترکیب برای توصیف دل و جان آدمی استفاده کردهاند؛ چرا که معتقدند روح انسان مانند آینهای است که اگر از تیرگیهای اخلاقی زدوده و جلا داده شود، محمل تجلی انوار الهی خواهد شد.