یعنی چه
در اصطلاح فلاسفه و مفسران، عرش جسمانی اشاره به «جسمِ کُل» یا همان فلکالافلاک (فلک نهم) در نجوم قدیم دارد که به عنوان پوسته بیرونی جهان مادی، تمام اجسام عالم را در بر گرفته است. همچنین در کلام ظاهرگرایان، به معنای تفسیرِ عرش الهی به عنوان یک ساختار و تخت واقعی، مادی و فیزیکی در یک مکان خاص است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «عَرْش» (با فتح عین و سکون راء) و «جِسْمانِی» (با کسر جیم و سکون سین) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این بخش با توجه به تعداد حروف و طراح جدول میتواند خودِ عبارت «عرش جسمانی» یا اصطلاحات مرادف آن مانند فلکالافلاک باشد.
به انگلیسی
در متون فلسفی و کلامی غربی، برای اشاره به جنبه مادی عرش از تعابیر فیزیکی و در نجوم سنتی از Primum Mobile استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح یک ترکیب وصفی عربی است که عیناً در متون کلامی، فلسفی و عرفانی جهان اسلام به کار میرود.
در قرآن
عبارت ترکیبی «عرش جسمانی» در متن قرآن کریم نیامده است. با این حال، واژه «العرش» ۲۶ بار در قرآن ذکر شده است (مانند آیه «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى»). جریانهای ظاهرگرا این آیات را دلیلی بر جسمانی بودن عرش میدانند، در حالی که مفسران عموماً آن را به مقام تدبیر و سلطنت غیرمادی خدا تاویل میکنند.
نماد چیست
در دیدگاه فلسفی، عرش جسمانی نماد مرز میان عالم مجردات و عالم مادی و نشاندهنده سیطره و تدبیر مقتدرانه الهی بر تمام مخلوقات جسمانی و کل کیهان است.
جمعبندی و توضیح کامل عرش جسمانی
عبارت «عرش جسمانی» یک اصطلاح ترکیبی تخصصی در حوزه کلام، فلسفه، عرفان اسلامی و نجوم قدیم (هیئت بطلمیوسی) است. در دیدگاه کلامیِ جریانهای ظاهرگرا، این اصطلاح در مقابل عرش معنوی قرار میگیرد و به این معناست که عرش الهی یک موجود واقعی، مادی و فیزیکی مانند یک تخت بسیار بزرگ است که در مکانی خاص قرار دارد.
اما در اصطلاح فلاسفه و عرفای اسلامی، عرش جسمانی معنای کاملاً متفاوتی دارد؛ آنها جهان هستی را دارای طبقاتی میدانستند و بالاترین و محیطترین فلک مادی را که بر تمام اجسام عالم احاطه دارد، «جسمِ کُل»، «فلکالافلاک» یا همان «عرش جسمانی» مینامیدند. این مرتبه در واقع پایینترین مرتبه از عرش الهی و مرز میان عالم مجردات محض و عالم اجسام است.
بنابراین، این واژه یک لغت ساده با معنای واحد نیست، بلکه بسته به اینکه در متون کلامی بررسی شود یا در متون فلسفی و نجوم قدیم، معنای تفسیری یا ساختاری متفاوتی را به خود میگیرد که در برابر دیدگاههای نمادین، تأویلی و عرش روحانی مطرح میشود.