یعنی چه
در فقه و حقوق، به هر حکم شرعی یا قانونی گفته میشود که به طور مستقیم به رفتار و کردار شخص (مکلف) امر و نهی نمیکند، بلکه وضعیتِ یک شیء، رابطه یا قرارداد را مشخص میسازد (مانند مالکیت، زوجیت، صحت، بطلان، شرطیت و سببیت). این احکام معمولاً زمینه و موضوع را برای تکالیف بعدی آماده میکنند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی به صورت «حُکْمِ وَضْعِی» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ مد نظر برای این واژه در جدول «حکم وضعی» است که دارای ۷ حرف است.
به انگلیسی
در بافتهای حقوقی و فقهی مدرن، از اصطلاحات فوق برای انتقال مفهوم حکم وضعی استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح عینا از فقه و اصول عربی به زبان فارسی وارد شده است.
به فارسی
معادل فارسی دقیق آن «قانونِ وضعیت» یا «احکام ارتباطی و اعتباری» است که موقعیتهای حقوقی را ترسیم میکند.
در قرآن
خود اصطلاح ترکیبی «حکم وضعی» به این صورت ساختاریافته در متن قرآن نیامده است و از اصطلاحات انتزاعی علم اصول فقه است؛ اما مصادیق بارز آن در قرآن فراوان است. به عنوان نمونه، در آیه ۲۷۵ سوره بقره عبارت «وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ» به حلال بودن و صحت معامله اشاره دارد که یک حکم وضعی است.
جمعبندی و توضیح کامل حکم وضعی
حکم وضعی یکی از دو بخش اصلی احکام شرعی در کنار حکم تکلیفی است. برخلاف احکام تکلیفی که مستقیماً با افعالی چون وجوب و حرمت به انسان دستور میدهند، حکم وضعی به تنظیم روابط، شرایط، اسباب و موانع قانونی و شرعی میپردازد و بستر را برای تحقق احکام تکلیفی فراهم میکند.
به عنوان مثال، زوجیت یا مالکیت یک حکم وضعی است؛ وقتی رابطه زوجیت بین دو نفر برقرار میشود یا کسی مالک مالی میگردد، به دنبال آن احکام تکلیفی مختلفی مانند وجوب پرداخت نفقه یا حرمت تصرف در مال دیگری پدید میآید. مؤلفههای اصلی حکم وضعی را معمولاً در سه دسته سببیت، شرطیت و مانعیت صورتبندی میکنند.
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و از «وضع» به معنای قراردادن و جعل رابطه گرفته شده است، چرا که قانونگذار یا شارع، وضعیتی حقوقی را بین پدیدهها ایجاد و وضع کرده است.