یعنی چه
این عبارت به معنی برآمدن و جلو آمدن چیزی نسبت به سطح اطراف خود در معنای فیزیکی است. در مفهوم کنایی و معنوی، به معنای کسب اهمیت ویژه، مشهور شدن، متمایز گردیدن و شاخص شدن در میان افراد یا موضوعات دیگر به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این فعل مرکب به صورت [bar.jas.te gar.di.dan] است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت بر اساس تعداد حروف خواستهشده میتواند خودِ «برجسته گردیدن» (۱۲ حرف) یا مترادفهای آن مانند «نمایان شدن» و «شاخص شدن» باشد.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی، بسته به متن مادی یا معنوی، از افعالی استفاده میشود که نشاندهنده تمایز، خروج از سطح یا کسب شهرت و برتری هستند.
به فارسی
مترادفهای فارسی این فعل مرکب شامل واژههایی چون متمایز گردیدن، آشکار شدن، سرافراز شدن، جلوه کردن و پدیدار شدن است. در مقابل، متضادهای آن کلماتی مانند پنهان شدن، محو شدن، کمرنگ شدن و گمنام شدن هستند.
نماد چیست
در نشانهشناسی فرهنگی و ادبی، برجسته گردیدن نماد درخشش، رشد، هویت مستقل و خروج از پیله پنهانکاری یا بیجانی است. این واژه استعاره از آشکار شدن حقیقت یا به ثمر نشستن استعدادهای درخشان یک انسان در میان اقران است.
جمعبندی و توضیح کامل برجسته گردیدن
عبارت «برجسته گردیدن» یک فعل مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب صفت مفعولی «برجسته» (برگرفته از ریشه کهن برجستن/برجهیدن به معنی بالا آمدن و جهیدن) و فعل معین «گردیدن» ساخته شده است. این واژه در دو ساحت مادی و معنوی کاربرد دارد؛ در بعد مادی به معنای هرگونه بیرونزدگی فیزیکی یا ایجاد نقشبرجسته روی سطوح است و در بعد کنایی، به معنای کسب ارزش، اعتبار و تمایز در جامعه یا در میان موضوعات گوناگون به کار میرود.
این واژه اگرچه به صورت لفظی و مستقیم در متون مقدسی مانند قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم همراستای آن نظیر ظهور حق، نمایان شدن نشانهها و استواری کوهها با کلماتی چون «بَرَزُوا» و «رَوَاسِيَ» قرابت مفلوهومی دارد. در نهایت، این عبارت در ادبیات معاصر و کهن فارسی، همواره پیامآور هویت یافتن، درخشش استعدادها و متمایز شدن از سطح عادی و عمومی است.