یعنی چه
قیض واژهای کهن و ادبی با ریشه عربی است که معانی متعددی دارد؛ از جمله پوسته خشک بیرونی تخممرغ، نظیر و بدل یک چیز، و در حالت مصدری به معنای شکافتن، مبادله کردن یا مقدر کردن و گماشتن است.
در جدول
در حل جدول، واژه قیض با ۳ حرف معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل پوست تخممرغ، همتا، بدل یا عوض به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و معنای مدنظر، معادلهای انگلیسی متفاوتی مانند Eggshell برای پوسته و Substitute برای جایگزین دارد.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی فصیح است و در فرهنگهای لغت عربی به معنای قشر بیرونی تخممرغ یا مصدر افعالی چون تقییض و مقایضه بیان شده است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل پوست بافتنی (پوسته خشک تخممرغ)، مثل، نظیر، بدل، مساوی و جانشین هستند که در متون کهن به کار رفتهاند.
در قرآن
خود واژه قیض به صورت اسم مستقل در قرآن نیامده، اما مشتقات فعلی آن مانند «نُقَیِّض» (سوره زخرف آیه ۳۶) و «قَیَّضْنَا» (سوره فصلت آیه ۲۵) به معنی مقدر کردن، گماشتن و احاطه کردن شیاطین بر انسانهای غافل آمده است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ کهن، پوست تخممرغ (قیض) نمادی از احاطه همهجانبه، اسارت در یک پوسته یا حفاظت است. همچنین در متون عرفانی گاهی استعاره از تبدیل و دگرگونی تقدیر به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قیض
واژه «قیض» یک واژه فصیح و کهن با ریشه عربی (ق-ی-ض) است که به ادبیات کلاسیک فارسی نیز راه یافته است. این کلمه معانی فیزیکی و انتزاعی متفاوتی دارد؛ در معنای فیزیکی به پوسته خشک و خالیشده تخممرغ اطلاق میشود و در معنای انتزاعی و مصدری، به مفاهیمی چون بدل، عوض، همتا، شکافتن و معاوضه کردن اشاره دارد.
در کاربردهای قرآنی، مشتقات فعلی این واژه به معنای گماشتن و مقدر کردن تام به کار رفتهاند، به طوری که استعارهای از احاطه کردن کامل (مانند پوست تخممرغ بر جوجه) را تداعی میکنند. این کلمه امروزه در زبان عامیانه و روزمره فارسی کاربردی ندارد و بیشتر در لغتنامهها و متون ادبی کهن دیده میشود.
نکته املایی بسیار مهم در مورد این واژه، عدم اشتباه گرفتن آن با کلمات همآوا مانند «قیظ» (به معنی گرمای شدید تابستان)، «غیظ» (به معنی خشم فراوان) و «غیض» (به معنی کاهش یافتن یا فرو رفتن آب در زمین) است که هر کدام معنا و ریشه کاملاً مجزایی دارند.