یعنی چه
بیعزت شدن به معنای سقوط جایگاه اجتماعی، از بین رفتن آبرو و دچار شدن به تحقیر و رسوایی است. این حالت زمانی رخ میدهد که شخص شرف، اعتبار یا ارزش خود را در میان مردم یا از دیدگاه اخلاقی از دست بدهد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [بـی عِزْ زَ شُ دَ نْ] است که از پیشوند نفی «بی»، واژه مشدد «عِزّت» و فعل «شدن» ترکیب شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع و جدولهای کلمات، پاسخی که دقیقاً با ۸ حرف برای این مفهوم متناسب باشد خود عبارت «بی عزت شدن» یا معادلهای همحرف آن مانند «خوارشدن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای انتقال مفهوم بیعزت شدن و از دست رفتن آبرو و شرف از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، ریشه عِزّة در مقابل ذِلّة قرار دارد و مفاهیمی چون اهانت و از دست رفتن کرامت برای این تعبیر به کار میروند.
به فارسی
معادلهای دقیق و سره فارسی یا ترکیبات رایج آن شامل خوار و بیمقدار شدن، بیاعتبار شدن، بیحیثیت شدن و از چشم مردم افتادن است.
جمعبندی و توضیح کامل بی عزت شدن
عبارت «بیعزت شدن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «بی» با واژه عربی «عزت» (به معنی سربلندی، شرف و نفوذناپذیری) و فعل «شدن» ساخته شده است. این اصطلاح در فرهنگ و ادبیات فارسی نشاندهنده بدترین وضعیت اعتباری برای یک انسان است؛ چرا که کرامت، آبرو و جایگاه اجتماعی او به دلیل رفتارها یا رویدادهایی خاص دچار فروپاشی و زوال شده و شخص به مرتبه خوار شدن و ذلت تنزل مییابد.
در متون دینی و قرآنی، اگرچه خود این ترکیب فارسی به چشم نمیخورد، اما مفهوم متضاد آن یعنی «ذلت» پدیدهای نکوهیده به شمار میرود. بر اساس آموزههای اخلاقی، عزت واقعی تنها از آنِ خداوند و فرستادگان اوست و پناه بردن به مادیات یا ستمگران مایه بیعزتی و رسوایی ابدی انسان در دنیا و آخرت میگردد.