یعنی چه
در زبان فارسی، مقصر به کسی گفته میشود که به دلیل تنبلی، غفلت یا عمد، وظیفهاش را به درستی انجام نداده و در نتیجه، بانیِ یک اشتباه، خسارت یا جرم شناخته میشود.
متضاد
واژههایی که مفهوم برائت، عدم دخالت در خطا، یا تلاش و جدیت در کار را میرسانند، به عنوان متضاد این کلمه شناخته میشوند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً با نشانههایی چون «خطاکار»، «تقصیرکار» یا «گناهکار» پرسیده میشود که پاسخ اصلی آن ۴ حرفی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به فضای حقوقی یا عامیانه، کلمات متفاوتی برای بیان این مفهوم وجود دارد.
به عربی
باید توجه داشت که در زبان عربی، «المقصر» بیشتر به معنای کسی است که سستی و کمکاری کرده، و برای معنای جرم و گناه واژه «المذنب» یا «المجرم» دقیقتر است.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به فردی که مرتکب خطا یا جرمی شده، عمدتاً از این واژهها استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج فارسی برای این کلمه شامل واژههایی چون خطاکار، گناهکار، بزهکار، متخلف، سستکار و مسئولِ حادثه است.
جمعبندی و توضیح کامل مقصر
واژه «مقصر» ریشه در زبان عربی (از ماده ق ص ر) دارد و در اصل به معنای کوتاهی کردن، کم گذاشتن و محدود کردن است. این کلمه در سیر تحول خود در زبان فارسی، معنایی حقوقی و اخلاقی به خود گرفته و امروزه به فردی اطلاق میشود که با غفلت یا عمد، سبب بروز یک خطا، خسارت یا جرم شده است و باید پاسخگوی اعمال خود باشد.
نکته بسیار جالب در مورد این واژه، تفاوت کاربرد روزمره آن با کاربرد قرآنی و فقهی آن است. در آیه ۲۷ سوره فتح، کلمه «مقصرین» به معنای خطاکاران نیست؛ بلکه به زائران خانه خدا اشاره دارد که در مناسک حج یا عمره، مو یا ناخن خود را کوتاه میکنند (عمل تقصیر) تا از احرام خارج شوند.
در فرهنگ عامه و ادبیات مدرن، مقصر نمادی از مسئولیتپذیری منفی، سرزنش و بانیِ اشتباه بودن است که در مفاهیم حقوقی و داوری، شناسایی او برای برقراری عدالت و تعیین میزان خسارت اهمیت کلیدی دارد.