یعنی چه
واژه «کمیاب» در زبان فارسی به چیزهایی اطلاق میشود که فراوان نیستند و دسترسی به آنها نیازمند جستجو یا صرف هزینه زیاد است. این واژه از دو بخش «کم» (اندک) و «یاب» (بن مضارع یافتن) ساخته شده و اصالتی کاملاً فارسی دارد.
متضاد
هم خانواده
این واژهها از نظر ریشه مفهومی «کم بودن» یا ساختار ترکیبی با فعل «یافتن» با کمیاب همبستگی دارند.
در جدول
به انگلیسی
به عربی
به ترکی
جمعبندی و توضیح کامل کمیاب
واژه «کمیاب» یک صفت مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب صفت «کم» و بن مضارع «یاب» تشکیل شده است. این کلمه به هر چیزی اشاره دارد که در طبیعت یا جامعه به وفور یافت نمیشود و به دلیل همین دسترسی دشوار، معمولاً از ارزش مادی یا معنوی بالایی برخوردار است. کلماتی مانند نادر، نایاب و شاذ از مهمترین مترادفهای آن به شمار میروند.
در فرهنگ عامه و نمادشناسی، اشیاء یا پدیدههای کمیاب مثل الماس یا گلهای خاص، همواره نمادی از اصالت، تک بودن و گرانبهایی هستند. در متون کهن و ادبیات فارسی نیز این مفهوم برای توصیف انسانهای پاکنهاد، فرصتهای تکرارنشدنی زندگی و گوهرهای گرانقیمت به کار رفته است.
گرچه خود واژه کمیاب به دلیل ریشه فارسیاش در متن قرآن کریم وجود ندارد و حتی معادل عربی مستقیم آن یعنی «نادر» نیز در آیات دیده نمیشود، اما مفهوم آن از طریق واژههایی نظیر «قلیل» به معنای اندک، بارها مورد اشاره قرار گرفته است که نشاندهنده اهمیت و واقعیت این مفهوم در جهانبینیهای مختلف است.