معنی
تطاول در اصل به معنای گردن دراز کردن، خود را بالا کشیدن و رقابت در بلندی است. در کاربرد رایج زبان فارسی، این واژه بیشتر در معانی مجازی همچون دستاندازی، ستم، تعدی، ظلم و تصرف ناحق، و همچنین تکبر و فخرفروشی به کار میرود. علاوه بر این، در متون کهن به معنای به درازا کشیدن و طولانی شدن زمان نیز آمده است.
یعنی چه
این واژه زمانی به کار میرود که شخصی از حد و مرز خود فراتر رفته و به حقوق دیگران دستاندازی (تعدی) کند، یا با غرور و استکبار نسبت به دیگران برتریجویی نماید. در ادبیات فارسی نیز به جفای معشوق یا آسیب رساندن باد خزان به گلستان، تطاول میگویند.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین معانی را به مفهوم ستمگری، تجاوزگری و مغرور بودن حاصل از تطاول انتقال میدهند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی «ط و ل» مشتق شدهاند و با مفاهیمی چون درازی، امتداد و بلندی در ارتباط هستند.
ریشه
ریشه این واژه حروف «ط-و-ل» (طَول) است که در زبان عربی به معنای درازی، بلندی، فضل و توانایی است. قرار گرفتن آن در باب تفاعل، معنای مشارکت، رقابت یا اغراق در برتریجویی را به آن میبخشد.
تلفظ
این کلمه به صورت تَطاوُل (tatāvol) با فتحة تاء اول، الف مدی و ضمه واو تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه تطاول معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «دستاندازی»، «گردنکشی» یا «ستم» میآید و دقیقاً دارای ۵ حرف است.
جمعبندی و توضیح کامل تطاول
واژه «تطاول» یکی از کلمات پرکاربرد در ادبیات کلاسیک و متون حقوقی و اخلاقی فارسی است. ریشه این کلمه عربی بوده و از مفهوم امتداد و بلندی (طول) گرفته شده است، اما در فرایند انتقال به زبان فارسی و کاربردهای مجازی، بیشتر بار معنایی منفی نظیر ستمگری، دستاندازی به مال و حق دیگران، و رفتار متکبرانه را به خود گرفته است.
این کلمه در قرآن کریم در سوره قصص به معنای طولانی شدن عمر و زمان به کار رفته و در احادیث نیز به رقابت در ساختن بناهای بلند اشاره دارد. با این حال، در دیوان اشعار شاعران بزرگی چون حافظ، تطاول نمادی از بیوفایی و جفای معشوق یا هجوم ویرانگر پاییز به باغ و بستان است که نشاندهنده ظرافتهای معنایی این واژه در زبان فارسی است.