تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ عربی «کَیْف» (به فتح کاف و سکون یاء) و «مَحْسوس» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای شرح در متن یا کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح فلسفی ۸ حرفی است.
به انگلیسی
در فلسفه غرب، این اصطلاح قرابت معنایی زیادی با مفهوم کیفیات ثانویه (Secondary Qualities) در آرای فیلسوفانی چون جان لاک دارد.
به عربی
این اصطلاح در منطق و فلسفه اسلامی به عنوان یکی از اقسام چهارگانه مقولهٔ کیف (چگونگی) شناخته میشود.
به فارسی
معادل روان فارسی آن «چگونگی حسشدنی» یا «ویژگی ملموس» است که به خصوصیات ظاهری و مادی اجسام اشاره دارد.
در قرآن
ترکیب «کیف محسوس» در قرآن وجود ندارد. واژه «کَیْفَ» در قرآن صرفاً به عنوان ابزار پرسش (به معنی چگونه) به کار رفته و مشتقات «حس» نیز در معنای درک و فهم آمدهاند.
نماد چیست
این اصطلاح در ادبیات فلسفی و حکمی، نماد جهان مادی و ظاهر اجسام در برابر جهان مجردات، امور عقلی و باطن حقایق است.
جمعبندی و توضیح کامل کیف محسوس
اصطلاح «کیف محسوس» (که در حالت جمع به صورت کیفیات محسوسه به کار میرود) یک تعبیر تخصصی در فلسفه اسلامی و منطق است. این مفهوم ذیل مقوله «کیف» (چگونگی) که یکی از اعراض نهگانه ارسطویی است، تعریف میشود. به زبان ساده، کیف محسوس به تمام ویژگیها، حالات و عوارض مادی اشیاء گفته میشود که انسان میتواند آنها را به طور مستقیم از طریق حواس پنجگانه ظاهری خود تجربه و درک کند.
مصادیق بارز کیف محسوس شامل رنگها، صداها، بوها، مزهها و همچنین کیفیات ملموس مانند گرما، سرما، خشکی و رطوبت هستند. در فلسفه، این کیفیات در مقابل کیفهای غیرمحسوس (مانند کیفهای نفسانی مثل غم و شادی، یا کیفهای مختص به کمّ مثل زوج و فرد بودن) قرار میگیرند و پایه و اساس شناخت حسی انسان از جهان پیرامون را تشکیل میدهند.