یعنی چه
ابریشم کمبها به الیاف درجهدو، فرومایه یا ضایعاتی حاصل از پیلهٔ کرم ابریشم گفته میشود که به دلیل داشتن ناخالصی، ضخامت نامنظم یا کیفیت پایین، ارزش و قیمت بسیار کمتری نسبت به حریر، دیبا و ابریشم سره دارد.
تلفظ
این ترکیب وصفی به صورت [اَبْ رِ شَ مِ کَمْ بَ ها] تلفظ میشود که از دو بخش «ابریشم» (موصوف) و «کمبها» (صفت) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، اصلیترین و رایجترین پاسخها برای طراحان عبارتند از «کژ»، «قز»، «کج» و «کماله». همچنین خود عبارت «ابریشم کم بها» دارای ۱۱ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از اصطلاحاتی مانند Low-grade silk (ابریشم کمکیفیت) یا Waste silk (ضایعات ابریشم) استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی و کهن این عبارت واژگانی چون «کژ»، «کج» و «کز» هستند. در زبان امروزی نیز به آن ابریشم نامرغوب یا ابریشم ارزانقیمت میگویند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، ابریشم کمبها یا همان «کژ» در مقابل حریر و پرنیان قرار میگیرد و نماد انسانهای فروپایه در لباس بزرگان، ادعاهای پوچ، و کالای فریبندهای است که در باطن کیفیت و اصالتی ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل ابریشم کم بها
ترکیب وصفی «ابریشم کمبها» در زبان و ادبیات فارسی اشاره به نوعی ابریشم ناخالص، ضخیم و درجهدو دارد که از ضایعات پیله تهیه شده و ارزش اقتصادی پایینی دارد. این مفهوم در متون کهن پارسی میانه و ادبیات کلاسیک با واژگانی چون «کژ» یا «کج» (و معرب آن «قز») شناخته میشود و جامه بافتهشده از آن را «کژین» مینامیدند که کاربردهای نظامی نظیر پر کردن خفتان (کجآگند) نیز داشته است.
از نظر معنایی و نمادین، این واژه همواره در تقابل با پارچههای فاخر و گرانبهایی چون حریر، پرنیان و دیبا قرار میگیرد. در ادبیات، این ترکیب یا مترادفهای آن نمادی از ظاهرِ زیبا اما بیارزش، فریبندگی بدون اصالت و ادعاهای بزرگ ولی توخالی هستند.
در متون مذهبی مانند قرآن کریم، خودِ این ترکیب به چشم نمیخورد؛ چرا که در توصیف لباسهای بهشتیان همواره از واژههای فاخر و ارزشمندی همچون «حریر»، «استبرق» و «سندس» استفاده شده که نشاندهنده ابریشم ناب، خالص و گرانبها است.