یعنی چه
واژهٔ «فربهکننده» صفت فاعلی از مصدر فربه کردن است. این عبارت به هر نوع ماده غذایی، دارو یا عاملی اشاره دارد که ستبر، پرگوشت و چاقکننده باشد و موجب تجمع چربی و اضافه وزن در بدن انسان یا حیوان گردد.
تلفظ
این واژه از دو بخش «فربه» (با فتح فاء و سکون راء و کسره باء) و «کننده» (صفت فاعلی از مصدر کردن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه فربه کننده به عنوان راهنما معمولاً با پاسخهایی نظیر چاقکننده یا مسمّن همپوشانی دارد. خود واژه فربه کننده دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Fattening دقیقترین معادل برای مواد غذایی چاقکننده است. واژه Plumper نیز برای ابزار یا موادی که حالت حجیمکننده دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «سمن» (به معنی چاقی و چربی)، واژه مُسَمِّن به عنوان صفت برای داروها و غذاهای فربهکننده به کار میرود.
نماد چیست
این ترکیب لغوی نماد آیینی یا ملی خاصی ندارد، اما در متون ادبی و نقد اجتماعی فارسی، فربهکننده به عنوان نمادی از رشد ظاهری، رفاه بیش از حد، یا پر کردن شکم و مادیات بدون کیفیت و معنویت به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فربه کننده
واژه ترکیبی «فربهکننده» از ریشه پارسی میانه (frapīh به معنی پُرپی یا دارای چربی زیاد) برآمده است و در زبان فارسی امروز به هر عامل یا ماده غذایی پرکالری گفته میشود که موجب افزایش وزن و حجم عضلانی یا چربی بدن شود. این کلمه در ساختار ادبی صفت فاعلی محسوب شده و معادلهای دقیقی چون «چاقکننده» در فارسی و «مُسَمِّن» در زبان عربی دارد.
اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم عینی آن در آیه ۷ سوره غاشیه با عبارت «لَّا يُسْمِنُ وَلَا يُغْنِي مِن جُوعٍ» (نه فربه میکند و نه گرسنگی را فرو مینشاند) به کار رفته که نشاندهنده تطابق معنایی کامل این واژه با ریشه اصیل مسمّن در زبان عربی است.
در کاربردهای جدول و سرگرمی، این کلمه راهنمای مناسبی برای دسترسی به واژگانی نظیر پروارکننده و مقوی است و در زبانهای خارجی نیز بسته به بافت متن، با کلماتی نظیر Fattening مترادف میگردد.