یعنی چه
تناقض فرانسوی (French paradox) به یک یافته اپیدمیولوژیک اشاره دارد که نشان میدهد مردم فرانسه با وجود داشتن رژیم غذایی سرشار از چربیهای اشباعشده (مانند کره، پنیر و گوشت)، نرخ ابتلا و مرگومیر ناشی از بیماریهای قلبی-عروقی بسیار کمتری نسبت به سایر کشورهای غربی با رژیم غذایی مشابه دارند.
تلفظ
این عبارت به صورت «تَناقُضِ فَرانْسَوی» (تَـناقُـضِ فَـرانْـسَـوی) خوانده و تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات و جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح علمی تغذیهای ۱۲ حرفی، «تناقض فرانسوی» یا در حالت جایگزین «پارادوکس فرانسوی» است.
به انگلیسی
این اصطلاح در زبان انگلیسی به صورت French paradox شناخته میشود که ریشه و نام اصلی این فرضیه پزشکی و تغذیهای است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این عبارت شامل «پارادوکس فرانسوی» و «ناسازی فرانسوی» است که به عنوان برگردان اصطلاح اصلی به کار میروند.
در قرآن
این اصطلاح یک مفهوم علمی، پزشکی و تغذیهای مدرن متعلق به اواخر قرن بیستم میلادی است و در متون کهن یا قرآن کریم وجود ندارد.
نماد چیست
در رسانهها و علوم تغذیه، این اصطلاح نمادی از نقد سادهسازی رابطه میان غذا و بیماری، و مظهر پیچیدگیهای ژنتیکی، سبک زندگی مدیترانهای و اثرات آنتیاکسیدانها است.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه اصلی French paradox در دهه ۱۹۸۰ میلادی توسط دانشمندان ابداع شد تا تناقض آماری میان مصرف بالای چربیهای اشباع و سلامت قلب فرانسویها را توصیف کند. این پدیده بعدها به مصرف ترکیباتی مانند رزوراترول در انگور قرمز یا سبک زندگی خاص آنها نسبت داده شد.
جمعبندی و توضیح کامل تناقض فرانسوی
«تناقض فرانسوی» یک اصطلاح علمی و اپیدمیولوژیک در حوزه تغذیه و پزشکی است که به عدم همخوانی میان رژیم غذایی سرشار از چربیهای اشباعشده در فرانسه و نرخ پایین ابتلا به بیماریهای قلبی در میان مردم این کشور اشاره دارد. این مفهوم در اواخر قرن بیستم توجه محققان را به خود جلب کرد.
دانشمندان در ابتدا تلاش کردند این پدیده را با عواملی مانند مصرف متعادل آنتیاکسیدانهای موجود در انگور قرمز یا سبک زندگی فعالتر و وعدههای غذایی کوچکتر توصیف کنند. هرچند که در سالهای اخیر، برخی پژوهشها این تناقض را تا حدی ناشی از خطاهای آماری یا سادهسازی بیش از حد الگوهای غذایی دانستهاند.