معنی
واژه قبیحه مؤنث کلمه قبیح است و به هر امر، رفتار یا ویژگی ظاهری و اخلاقی اشاره دارد که زشت، نامناسب، نفرتانگیز و دور از ادب و پسند جامعه باشد. در کاربردهای اخلاقی و شرعی، به اعمال فاحش و بسیار ناپسند قبیحه میگویند.
یعنی چه
این واژه برای توصیف صفتها، رفتارها یا پدیدههایی به کار میرود که به دلیل مغایرت با اصول اخلاقی، زیباییشناسی یا هنجارهای اجتماعی، مورد ملامت و نکوهش قرار میگیرند و در مقابل حسن و زیبایی قرار دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت قَبِیحَه (qabiha) است که حرف اول آن با فتحه و حروف بعدی با صدای کشیده ادا میشوند.
در جدول
در کلمات متقاطع، واژه قبیحه به عنوان صفت مؤنث برای کلماتی مانند زشت، بد، ناپسند، نازیبا و مستهجن با تعداد ۵ حرف کاربرد دارد.
به عربی
این واژه ریشه کاملاً عربی دارد و از ثلاثی مجرد «قَبُحَ» به معنای زشت شد، مشتق شده است و برای موصوفهای مؤنث استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و سره فارسی برای این واژه شامل زشت، ناپسند، نازیبا، پلید، بد و کریهمنظر هستند که با توجه به سیاق متن جایگزین میشوند.
نماد چیست
این کلمه نماد تصویری یا فرهنگی خاصی در آیینها ندارد، اما در ادبیات و متون اخلاقی مظهر و نماد هرگونه زشتی باطنی، انحراف از هنجارها و اعمال ناپسندِ خلاف مروت و شرع به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل قبیحه
واژه قبیحه از ریشه عربی «ق ب ح» گرفته شده و صورت مؤنث کلمه قبیح است. این واژه در زبان فارسی به عنوان صفت برای موصوفهای مؤنث یا به صورت اسم برای اشاره به کارها، رفتارها و پدیدههای ناپسند، نازیبا و نفرتانگیز (چه از نظر ظاهر و چه از نظر عمل و اخلاق) به کار میرود و نقطه مقابل واژههایی چون جمیله و حسنه است.
اگرچه خود واژه «قبیحه» با همین رسمالخط در متن آیات قرآن کریم نیامده است، اما هم-خانوادههای آن مانند «المقبوحین» در آیه ۴۲ سوره قصص به کار رفتهاند. همچنین در علوم قرآنی و تجوید، اصطلاحاتی نظیر «وقف قبیح» کاربرد فراوانی دارد که به توقف در جاهایی از متن اشاره میکند که معنا را فاسد یا دگرگون میسازد.
در مجموع، این واژه در ادبیات فارسی و متون حقوقی و اخلاقی برای توصیف اعمالی که وقاحت و زشتی آنها از نظر عقل و شرع ثابت شده است، استفاده میشود و بار معنایی کاملاً منفی و تنبیهی دارد.