یعنی چه
اسپندار شکل فارسیشده و مخفف واژه اوستایی «سپَندارمَذ» است. این واژه معانی متعددی در فرهنگ ایرانی دارد؛ از جمله به معنای «فروتنی مقدس» و «بردباری پاک» که ویژگی ایزدبانوی نگاهبان زمین است. همچنین به عنوان مخفف ماه اسفند (ماه دوازدهم سال)، مخفف نام اسفندیار، به معنی شمع و روشنایی، و نام درختی بیثمر (سپیدار) به کار میرود.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به کسر الف، فتح پاء و سکون نون و دال (اِسپَندار) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «ایزدبانوی زمین» یا «مخفف اسفندماه»، واژه ۷ حرفی «اسپندار» مد نظر است.
به انگلیسی
برای نگارش این نام از ترانویسی مستقیم استفاده میشود و در متون اسطورهشناسی معادل مفاهیمی چون ارادت و فروتنی پاک ترجمه میگردد.
به عربی
این واژه ریشه عربی ندارد. در نجوم و گاهشماری قدیم عربی، شکل تعریبشده آن برای اشاره به زمان قرار گرفتن خورشید در برج حوت استفاده میشده است.
به ترکی
در زبان ترکی معادل بومی و مستقلی برای این مفهوم اسطورهای وجود ندارد و در صورت استفاده، عاریه از زبان فارسی است.
نماد چیست
اسپندار در فرهنگ ایران باستان نماد زمین مقدس، مظهر باروری، عشق مادری و ویژگی والای فروتنی و بردباری است. همچنین این واژه یادآور جشن کهن «اسپندارمذگان» یا روز گرامیداشت زن و زمین در تاریخ ایران است و در فرهنگ پهلوی، گل «پلنگمشک» به عنوان نماد گیاهی آن شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل اسپندار
واژه «اسپندار» یکی از اصیلترین و کهنترین واژگان زبان فارسی است که ریشه در دوران ایران باستان و زبان اوستایی دارد. این کلمه در اصل سیر تحول یافته واژه «سپنتا آرمیتی» به معنای فروتنی و اندیشه مقدس است که در گذر زمان به شکلهای سپندار، اسفندار و اسفند درآمده است. در باورهای اسطورهای، این نام متعلق به ایزدبانوی نگاهبان و پرستار زمین است.
علاوه بر جنبه اسطورهای و نمادین آن برای زمین، باروری و عشق مادری، اسپندار در ادبیات فارسی کاربردهای ملموستری نظیر مخفف ماه اسفند، نامی برای شمع و روشنایی شبانه، و حتی نامی برای درخت سپیدار داشته است. این واژه کاملاً بومی بوده و هیچگونه ریشه یا کاربردی در زبانهای دیگر مانند عربی و قرآنی ندارد و نماد تام فرهنگ صلحجو و زمینمدار ایرانیان پاکنهاد است.