یعنی چه
این واژه در زبان فارسی دارای دو ساحت معنایی متمایز است: در متون کهن و ادبی، حاصلمصدر مرکب و به معنای شناخت خویشتن و آگاهی از حقیقت درون است. در کاربرد روزمره و عامیانه، یک جملهٔ فعلی کوتاه (خود + میدانی) محسوب میشود که برای واگذاری انتخاب و تصمیم نهایی به مخاطب به کار میرود و یعنی «هر طور صلاح میدانی».
تلفظ
این کلمه از دو جزء «خود» (با ضمهٔ خ) و «دانی» تشکیل شده و به صورت [xod-dānī] خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ «خوددانی» دقیقاً ۷ حرف دارد و معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «خودشناسی» یا «صلاح خویش خسروان دانند» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در متون روانشناختی و فلسفی از واژگان مربوط به آگاهی و شناختِ خویش، و در گفتوگوهای روزمره از اصطلاحات مربوط به واگذاری اختیار استفاده میشود.
به عربی
در فرهنگ اسلامی و عربی، مفهوم ادبی آن کاملاً متناظر با معرفت نفس است که مقدمهٔ شناخت پروردگار شمرده میشود.
به فارسی
واژههای جایگزین فارسی برای این کلمه در ساحت ادبی شامل «خویشدانی»، «خودشناسی» و «خودآگاهی» است. در ساحت گفتاری و محاورهای نیز میتوان از تعابیری چون «مختاری»، «با خودت است» یا «صاحباختیاری» استفاده کرد.
نماد چیست
این واژه نماد مادی یا جانوری خاصی ندارد، اما در اندیشهٔ صوفیانه و عرفان ایرانی، نماد «آینهٔ درون»، بیداری معنوی و نقطهٔ آغازین سلوک الیالله است؛ چرا که طبق ضربالمثلهای کهن، خوددانی ملازم و همپلهٔ خدایدانی است.
جمعبندی و توضیح کامل خوددانی
واژهٔ «خوددانی» نمونهای جالب از کلماتی است که در دو سطح کاملاً متفاوت زبانی (ادبی-عرفانی و عامیانه-محاورهای) معنا یافتهاند. در لایهٔ عمیق و اصیل فارسی، این واژه برآمده از ترکیب «خود» و مصدر «دانستن» است که مفهوم والا و اصیل «خودشناسی» و معرفت نفس را افاده میکند. این اصطلاح در ادبیات مذهبی و صوفیانه تداعیکنندهٔ ملازمهٔ شناخت درون با شناخت پروردگار است.
در مقابل، در زندگی روزمره و زبان گفتاری امروز، این واژه به عنوان یک تعارف یا اصطلاح رایج برای واگذاری حق انتخاب به مخاطب به کار میرود. وقتی به کسی میگوییم «خوددانی»، در واقع استقلال و مسئولیت تصمیمگیری را به خود او میسپاریم. بنابراین، شناخت این واژه نیازمند توجه به لحن و بستر کاربرد آن است.