یعنی چه
«بسند آمدن» یک مصدر مرکب کهن و امروزه کمکاربرد در زبان فارسی است. این واژه به معنای آن است که چیزی برای فرد کافی و بسنده باشد، به طوری که شخص به همان میزان راضی و قانع شده و بیش از آن را طلب نکند.
تلفظ
این ترکیب از دو بخش «بَسَند» (با فتحه روی باء و سین) و مصدر «آمَدَن» تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، واژهٔ «بسند امدن» دقیقاً ۸ حرف دارد و به عنوان معادل کافی بودن یا راضی شدن به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عبارات و افعالی که مفهوم کفایت و رضایت درونی از میزان موجود را برسانند، معادل این واژه قرار میگیرند.
به عربی
در زبان عربی افعالی از ریشه «کفی» و «رضی» یا باب افتعال مانند «اکتفاء» دقیقترین معنای همسنگ را ارائه میدهند.
به فارسی
معادلهای روان و رایجِ امروزی این واژه در زبان فارسی شامل واژههایی چون خشنود شدن، اکتفا کردن و بسنده کردن است که مفهوم قناعت و اشباع شدن نیاز را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل بسند امدن
مصدر مرکب «بسند آمدن» از جمله تعابیر فصیح و کهن در زبان و ادبیات فارسی است که ریشه در واژهٔ پهلوی و فارسی «بَس» به معنای کافی دارد. این واژه در گذشته برای بیان حالت خشنودی، رضایت خاطر و کفایت کردن یک امر یا یک چیز برای فرد به کار میرفته است، هرچند که در فارسی معاصر جای خود را به عباراتی نظیر «بسنده کردن» یا «اکتفا کردن» داده است.
این اصطلاح بیش از آنکه بر جنبههای مادی دلالت کند، بازتابدهندهٔ فرهنگ قناعت و آرامش ناشی از حد نیاز در جهانبینی ایرانی است. بررسی ریشهشناختی آن نشان میدهد که با واژهٔ «پسند» نیز پیوندهای ساختاری و معنایی نزدیکی دارد و در مجموع مفهومِ پذیرشِ قلبی و کافی بودن یک پدیده را به زیباترین شکل بازگو میکند.