یعنی چه
واجبالوجود به موجودی گفته میشود که وجود و هستی برای ذات او ضروری است و سلبِ هستی از او عقلاً محال است. این موجود برای به وجود آمدن یا ادامهٔ بقا به هیچ علت، پدیده یا موجود دیگری نیاز ندارد و خودبنیاد است. در الهیات و فلسفه، مصداق بارز و تنهای واجبالوجود، خداوند متعال است.
تلفظ
این اصطلاح به صورت مضاف و مضافالیه با سکون لامِ تعریف و ضمهٔ جیم تلفظ میشود: [vā jebu-l-vujūd].
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ به عنوان خدای بینیاز یا موجود ضروری، کلمهٔ «واجب الوجود» با ۱۰ حرف است.
به انگلیسی
در فلسفه غرب و زبان انگلیسی، برای تبیین این مفهوم فلسفی از عبارات Necessary Being یا Self-existent Being استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح اصالتاً ترکیبی عربی است که در متون فلسفه و کلام اسلامی به همین صورت یا به شکل «واجب الوجود بالذات» به کار میرود.
به فارسی
در پارسی سره و معادلسازیهای فلسفی فارسی، گاهی از واژه «بایابود» (بایا به معنی ضروری + بود به معنی وجود) یا تعابیری چون «موجود خودبنیاد» و «هستیمطلق» استفاده میشود.
در قرآن
خودِ ترکیب لفظی «واجبالوجود» در متن قرآن مجید نیامده است، چرا که این اصطلاح بعداً توسط فیلسوفان مسلمان مانند فارابی و ابنسینا وضع شد. با این حال، مفهوم بینیازی مطلق و ذاتی خداوند در آیاتی مانند «اللَّهُ الصَّمَدُ» یا اصطلاح «الغنی» به روشنی بیانگر همین معناست.
جمعبندی و توضیح کامل واجب الوجود
اصطلاح «واجبالوجود» یکی از کلیدیترین مفاهیم در فلسفه و کلام اسلامی است که به منظور اثبات وجود خداوند و تبیین رابطهٔ علّی جهان هستی به کار میرود. این واژه در مقابل «ممكنالوجود» قرار دارد؛ یعنی تمام موجوداتی که برای هستی یافتن به علت نیاز دارند. واجبالوجود به عنوان سرسلسلهٔ علل، خودش معلولِ هیچ چیز نیست و هستیاش عین ذات اوست.
اگرچه این عبارت اصطلاحی قرآنی نیست و از قرنها پیش توسط فلاسفه وارد زبان و ادبیات علمی و دینی ما شده است، اما بازتابدهندهٔ دقیق صفات کمالیه و بینیازی مطلق باریتعالی است. شناخت این مفهوم به درک بهتر براهین فلسفی مانند برهان صدیقین کمک شایانی میکند.