یعنی چه
سرخی شفق پدیدهای طبیعی و تماشایی است که پس از غروب آفتاب، به دلیل زاویه تابش نور خورشید و عبور آن از لایههای ضخیم جو زمین رخ میدهد و آسمان مغرب را به رنگ سرخ و نارنجی درمیآورد.
تلفظ
این عبارت ترکیبی اضافه از واژه فارسی «سرخی» و واژه عربی «شَفَق» (بر وزن فَعَل) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «سرخی افق پس از غروب»، عباراتی چون شفق، سرخی شفق، حمره یا ایوار قرار میگیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این پدیده بصری و زمانی از واژگانی استفاده میشود که هم به رنگ سرخ آسمان و هم به بازه زمانی پس از غروب اشاره دارند.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، برای این مفهوم و بازه زمانی از واژههایی مانند ایوار، شامگاه، تاریکروشن و سرخی مغرب استفاده میشود. همچنین واژه «فلق» به عنوان متضاد مستقیم آن برای سپیدهدم کاربرد دارد.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و عربی، سرخی شفق نمادی از زوال دنیا، دگرگونی احوال، و مرز میان نور و تاریکی است. شاعران گاهی آن را استعارهای از خون شهیدان یا تجلی انوار الهی در پایان روز دانستهاند.
جمعبندی و توضیح کامل سرخی شفق
عبارت «سرخی شفق» پدیدهای طبیعی را توصیف میکند که در آن، پس از غروب کامل خورشید و پیش از فرا رسیدن تاریکی مطلق شب، نوار سرخرنگی در افق مغرب پدیدار میشود. واژه شفق ریشهای عربی دارد و در اصل به معنای رقت نور و آمیختگی روشنایی با تاریکی است که با ورود به زبان فارسی، معنای این سرخی شامگاهی را به خود گرفته است.
این واژه ارزشی قرآنی نیز دارد و در آیه ۱۶ سوره انشقاق («فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ») مورد سوگند الهی واقع شده است که مفسران آن را همان سرخی افق مغرب میدانند. از نظر ریشهشناسی، کلماتی چون شفقت و مشفق نیز با شفق همخانواده هستند که در وجه تسمیه آنها نوعی ترس آمیخته با دلسوزی (مانند مهابت و تاریکروشن آسمان شفق) نهفته است.
در حوزه فرهنگ و ادبیات، سرخی شفق فراتر از یک پدیده جوی، به عنوان یک نماد پرکاربرد شناخته میشود. این حالت آسمان پیامآور پایان روز، زوال زمان و گذر عمر است و به همین دلیل در اشعار شاعران، حس دلتنگی، غم و در عین حال آرامش ابهامآمیزی را تداعی میکند.