یعنی چه
واژهٔ «نشوار» در زبان فارسی به دو معنی اصلی به کار میرود؛ یکی معادل با «نشخوار» یعنی غذایی که جانوران نشخوارکننده پس از بلع اولیه، دوباره برای جویدن به دهان بازمیآورند. معنی دوم آن، باقیماندهٔ کاه، علف و آذوقهای است که چهارپایان در آخور رها میکنند و دیگر تمایلی به خوردن آن ندارند.
تلفظ
این واژه در لغتنامههای معتبر زبان فارسی به صورت کسر اول (نِ) و فتح یا سکون شین تلفظ میشود و آوای آن به صورت [nizhvār] یا [nešvār] ثبت شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژهٔ نشوار به عنوان پاسخ پنجحرفی برای طعمهٔ بازگشتی جانوران یا پسماندهٔ علوفه ستوران به کار میرود.
به انگلیسی
با توجه به دوگانه بودن معنای واژه، در حالت اول معادل فرایند زیستی نشخوار و در حالت دوم معادل پسماند غذای آخور است.
به عربی
این واژه اصالتاً فارسی است ولی به زبان عربی نیز وارد شده و به صورت «نِشوار» تعریب شده است. کلمات جرة و جراضه دقیقترین برگردانهای معنایی آن هستند.
به ترکی
در زبان ترکی برای رساندن مفهوم اصلی این واژه که همان عمل بازجویدن غذای دام است، از کلمه Geviş استفاده میشود.
به فارسی
در فارسی اصیل و فرهنگهای لغت معتبر مانند دهخدا، واژههای همتراز آن شامل نشخوار، نُشخور و نشخار هستند که همگی به یک ریشهٔ مفهومی اشاره دارند.
جمعبندی و توضیح کامل نشوار
واژهٔ «نشوار» یک واژهٔ اصیل با ریشهٔ پهلوی و فارسی کهن است که از ترکیب اجزایی نظیر «نوش» و «خوار» (خوردن) شکل گرفته است. این کلمه در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا و ناظمالاطباء دارای هویت مستقل بوده و دو معنای دقیق برای آن ذکر شده است: نخست به عنوان شکل دیگری از واژهٔ «نشخوار» که به عمل بازگرداندن و دوباره جویدن غذا توسط چهارپایان اشاره دارد، و دوم به معنای پسماندهٔ کاه و علفی که حیوان در آخور رها میکند.
برخلاف تصور رایج که ممکن است آن را صرفاً یک غلط املایی از واژهٔ «نشخوار» یا خطای شنیداری از واژهٔ بیگانهٔ «نسوار» (تنباکوی جویدنی) بدانند، نشوار قدمت ادبی داشته و حتی به عنوان یک وامواژهٔ معرب به زبان عربی نیز راه یافته است. در مسابقات و جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه دقیقاً به عنوان یک پاسخ ۵ حرفی اصیل شناخته میشود.