یعنی چه
بازار زده در لغت و اصطلاح بازاری به کالایی گفته میشود که به دلیل تکرار عرضه و فروش نرفتن، ارزش اولیه خود را از دست داده، کهنه یا کساد شده و اصطلاحاً روی دست صاحبش خوابیده است. این واژه به صورت کنایی برای هر چیز بیرونق یا فردی که دیگر مورد اقبال جامعه نیست نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت بٰازارْزَدِه (bāzār-zade) است که از ترکیب دو واژهٔ بازار و زده (از مصدر زدن) ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً در پاسخ به راهنماهایی همچون «کالای مانده در بازار»، «جنس بیارزش و فروشنرفته» یا «متاع بیرونق» میآید و دقیقاً دارای ۸ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، برای اشاره به جنس بازارزده از اصطلاحاتی استفاده میشود که نشاندهنده ماندگی، کهنگی یا عدم فروش کالا هستند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از واژههایی نظیر کَساد، رُکود و بَوار استفاده میشود که دقیقاً گویای حالت جنس بازارزده است.
به ترکی
در زبان ترکی اصطلاحاتی مانند روی دست ماندن یا در بازار ماندن کالا برای توصیف این وضعیت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و بازاری این واژه شامل عباراتی چون جنسِ مانده، متاع کساد، جنس خوابیده، بیخریدار و دستبهدستگشته است. در مقابل، واژههای خوشفروش، پررونق و نو قرار دارند.
جمعبندی و توضیح کامل بازار زده
واژهٔ «بازار زده» یک ترکیب کنایی و اصیل در زبان فارسی است که از کنار هم قرار گرفتن «بازار» و صفت مفعولی «زده» (از مصدر زدن به معنای در معرض قرار گرفتن) شکل گرفته است. این اصطلاح در دنیای تجارت و دادوستد سنتی، وصفِ حالِ کالاها و اجناسی است که به دلیل عیبی ساختاری، قیمت بالا یا عدم استقبال مشتریان، بارها به بازار عرضه شده اما خریدار نیافتهاند و در نهایت کهنه و بیارزش شدهاند.
در ادبیات و زبان عامیانه، بازارزده کاربردی استعاری نیز پیدا کرده است؛ به طوری که هر فکر، اثر هنری، کالا یا حتی انسانی را که بر اثر تکرار مکررات، ارزش، ابهت و جلوهٔ اولیه خود را در جامعه از دست داده و طرد یا منزوی شده باشد، بازارزده مینامند.
اگرچه این واژه به صورت عینی در متون دینی نظیر قرآن کریم نیامده است، اما از نظر مفهوم اقتصادی و اجتماعی شباهت فراوانی با اصطلاح قرآنی «بِضاعَة مُزجاة» (به معنی کالای اندک و بیارزش) دارد که نشاندهنده عمق ریشههای این مفهوم در فرهنگ خاورمیانه است.