یعنی چه
واژه «آبق» در لغت به معنای گریزان، گریزپا و فراری است. در اصطلاح فقهی و حقوقی قدیم، این صفت به طور خاص برای برده یا خدمتکاری به کار میرفته که بدون ترس از شکنجه، آزار یا وجود دلیل موجه، از نزد مولای خود گریخته و پنهان شده باشد.
تلفظ
این کلمه به صورت سهحرفی و با کسر حرف باء یعنی «آبِق» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و سه حرفی برای طراحان جدول کلمه «آبق» است. معادلهای دیگر آن فراری یا هارب هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از واژههای Fugitive یا Runaway (به ویژه Runaway slave برای برده فراری) استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است؛ در زبان عربی معیار علاوه بر خود آبق، از کلمات هارب و فارّ نیز استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به فرد فراری از کلمات Kaçak یا Firari استفاده میکنند و ترکیب Kaçak köle معادل دقیق برده فراری است.
به فارسی
نزدیکترین و دقیقترین برگردانهای فارسی برای این واژه، کلمات «فراری»، «گریخته»، «گریزان» و «گریزپا» هستند.
در قرآن
ریشه این واژه یکبار در قرآن کریم در آیه ۱۴۰ سوره صافات به صورت فعل گذشته به کار رفته است: «إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ». این آیه به داستان حضرت یونس (ع) اشاره دارد که بدون اذن صریح الهی قومش را رها کرد و به سوی کشتی پر از بار شتافت؛ مفسران این حالت را به بندهای تشبیه کردهاند که از نزد مولایش فرار کرده است.
نماد چیست
این واژه نماد گیاه یا حیوان خاصی نیست، اما در متون اخلاقی، عرفانی و ادبیات کلاسیک، به عنوان نماد و استعارهای از «بنده گناهکار، طغیانگر و غافلی» به کار میرود که از طاعت، بندگی و محضر خداوند فرار کرده و روی برگردانده است.
جمعبندی و توضیح کامل آبق
واژه «آبق» یک صفت سهحرفی با ریشه اصیل عربی (أ-ب-ق) است که به عنوان وامواژه وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در لغت و متون کهن به معنی «بنده یا خدمتکاری است که بدون داشتن دلیل موجه یا ترس از آزار، از نزد صاحب خود فرار کرده باشد». در زبان فارسی امروز، این کلمه کاربرد عامیانه و روزمره ندارد و بیشتر در متون ادبی، فقهی، حقوقی قدیمی و تفاسیر دینی دیده میشود.
شهرت و اهمیت ریشهشناختی این واژه به کاربرد آن در قرآن کریم بازمیگردد؛ جایی که فرار پنهانی و بدون اذن حضرت یونس (ع) از میان قومش، به رفتار یک برده فراری (أَبَقَ) تشبیه شده است. در ادبیات عرفانی فارسی نیز شعرا و نویسندگان بارها از این واژه برای توصیف احوال انسانهای نافرمان که از مسیر بندگی حقتعالی گمراه و فراری شدهاند، استفاده کردهاند.