یعنی چه
واژه تجلایی صفت نسبی است و به چیزی یا کسی اشاره دارد که با جلوهگری، پدیدار شدن و تجلی ارتباط دارد. در اصطلاح عرفانی، به حالات و پدیدههایی که مربوط به آشکار شدن انوار الهی یا حقایق پنهان بر قلب سالک است، منسوب میگردد.
تلفظ
این واژه با فتح ت، فتح ج، تشدید و فتح ل، الف و یای نسبت تلفظ میشود: تَجَلّایی.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، اگر به دنبال واژهای شش حرفی با مفهوم «منسوب به آشکار شدن» یا «مربوط به جلوهگری» باشید، پاسخ اصلی «تجلایی» است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم تجلایی در زبان انگلیسی، از صفاتی استفاده میشود که بر آشکار شدن، صدور نور یا تجلی شهودی دلالت دارند.
به فارسی
برگردانها و معادلهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون جلوهگر، پدیدار، پدید آمده، فروزان و آشکارکننده است که حالت تجلی را وصف میکنند.
نماد چیست
تجلایی در ادبیات عرفانی و رمزگرایی شرقی، یادآور نمادهایی چون کوه طور (محل تجلی بر حضرت موسی)، آینه صیقلخورده دل که انوار غیبی را بازتاب میدهد، و طلوع خورشید حقیقت پس از رفع حجابهای نفسانی است.
جمعبندی و توضیح کامل تجلایی
واژه «تجلایی» ساختاری دستوری دارد که از ترکیب واژه «تجلا» (شکل رایج و فارسیشدهٔ واژه عربی تجلی) به همراه «ی» نسبت ساخته شده است. این کلمه در ساختار اصلی لغتنامههای کهن به صورت مدخل کاملاً مستقل و مجزا کمتر دیده میشود، اما به عنوان یک صفت منسوب به ظهور و جلوهگری، کاملاً شناختهشده و معتبر است.
از منظر معنایی و ریشهشناسی، این واژه به ریشه ثلاثی (ج-ل-و) یا (ج-ل-ی) بازمیگردد که مفهوم آشکار شدن و برداشته شدن پرده از روی حقیقت را دارد. در فرهنگ معاصر ایران، این واژه علاوه بر کاربردهای ادبی و فلسفی، به صورت گسترده به عنوان یک نام خانوادگی اصیل نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
در متون عرفانی و اسلامی، اگرچه خودِ لفظ تجلایی به کار نرفته، اما اصل و ریشه آن اشاره به عالیترین مراتب شهود دارد؛ همانگونه که در آیه ۱۴۳ سوره اعراف به جلوه نمودن (تجلی) پروردگار بر کوه طور اشاره شده است. این واژه در واقع تمام مفاهیم مربوط به نور، آینه، و آشکارگی را در خود خلاصه دارد.