یعنی چه
«ریشه خردل» به بخش زیرزمینی گیاه خردل (از تیره شببویان) اشاره دارد. اگرچه در کاربرد روزمره و چاشنیها بیشتر دانه یا سس خردل مد نظر است، اما در اصطلاحات توصیفی به ریشه این گیاه یا در متون قدیمی گاهی به اشتباه به معادلهایی چون ترب کوهی اشاره شده است. این واژه در معنای مجازی به اصل و ریشه یک امر بسیار کوچک و ناچیز نیز دلالت میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «رِیشهٔ خَردَل» (rīs_e_ye_ḵardal) است که خردل واژهای معرب از ریشه سریانی میباشد.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع «ریشه خردل» با ۸ حرف است. از کلمات مشابه میتوان به خردل یا سپندان اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به ریشه این گیاه از ترکیب Mustard root استفاده میشود، هرچند واژه Mustard به تنهایی برای دانه و گیاه خردل رایجتر است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی به ریشه گیاه خردل «Hardal kökü» میگویند که واژه hardal مستقیماً از خردل گرفته شده است.
به فارسی
معادل اصیل فارسی گیاه خردل «سپندان» یا «اسفند سفید» است؛ بنابراین ریشه خردل در زبان فارسی کهن با عنوان «بیخ سپندان» یا ریشه گیاه سپندان شناخته میشود.
نماد چیست
با توجه به کار رفتن عبارت «حبة من خردل» در قرآن کریم، خردل و ریشه آن نماد کمترین، کوچکترین و ناچیزترین مقدار ممکن از یک شیء یا عمل است که با این حال از دیدگاه حسابرسی الهی پنهان نمیماند و مظهر باریکبینی و سنجش دقیق است.
جمعبندی و توضیح کامل ریشه خردل
ترکیب «ریشه خردل» در زبان فارسی فراتر از یک توصیف گیاهشناسی برای بخش زیرزمینی گیاه تندطعم خردل، به عنوان یک واژه هشتحرفی در جدولها و متون لغوی کاربرد دارد. خود واژه خردل ریشهای معرب دارد و در اصل از زبان سریانی وارد عربی و فارسی شده است. در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، به دلیل کاربرد قرآنی آن، همواره نمادی از ریزبینی، کارهای بسیار کوچک و حسابرسی ذرهبینی بوده است.
از نظر علمی و گیاهشناسی، ریشه خردل کمتر از دانههای آن مورد استفاده قرار میگیرد و گاه در ترجمهها با ترب کوهی اشتباه میشود، اما در لغتنامههای فارسی مانند دهخدا، معادلهای اصیلی همچون سپندان برای خودِ گیاه خردل ذکر شده است که اصالت این مفهوم را در زبان فارسی نشان میدهد.