یعنی چه
این اصطلاح دو کاربرد متفاوت دارد: در وجه عامیانه و مدرن، به حالت خستگی مفرط، بهتزدگی یا غرق شدن در افکار به گونهای که فرد از محیط قطع شود میگویند. در وجه بومی و کشاورزی (مناطق کویری ایران)، به چیدن، بو دادن یا مصرف خوراکی گیاه خودرو و دارویی «کُما» اطلاق میشود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «کُما» (با ضمه کاف) و «زدن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل بر اساس تعداد حروف خود واژه، «کما زدن» (۶ حرف) است و بسته به طراح جدول، معادلهایی چون هنگ کردن یا اغما نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور بیهوشی واقعی باشد یا حالت استعاری قفل کردن ذهن، معادلهای انگلیسی متفاوت است.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح عامیانه دقیقی برای این واژه وجود ندارد و بیشتر معادلهای پزشکی اغما و بیهوشی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی مستقیمی که در لغتنامههای رسمی برای این ترکیب ثبت شده باشد وجود ندارد، اما بر اساس کاربرد میتوان از واژههایی چون خیره ماندن، خلسه، غش کردن و در معنای بومی، کما کندن استفاده کرد.
نماد چیست
در نگاه استعاری و عامیانه، این عبارت نمادی از خستگی مفرط، ناتوانی ذهن در پردازش اطلاعات (هنگ کردن) و بریدن از دنیای واقعی برای مدتی کوتاه است.
جمعبندی و توضیح کامل کما زدن
اصطلاح «کما زدن» یک ترکیب رسمی و ثبتشده در فرهنگهای لغت اصیل فارسی مانند دهخدا یا معین نیست. این عبارت در زبان محاوره و اسلنگهای مدرن، بیشتر به عنوان یک آرایه استعاری به کار میرود؛ زمانی که فرد از شدت تعجب، خستگی یا فشار روحی دچار بهتزدگی شدید شده و به اصطلاح ذهن او قفل میکند یا «هنگ» میرود، میگوید کما زدم.
از سوی دیگر، این عبارت یک کاربرد کاملاً بومی و اصیل در مناطق کویری ایران (نظیر خراسان و یزد) دارد. در این مناطق، «کُما» نام گیاهی بیابانی، چتری و دارویی از خانواده انغوزه است و اصطلاح کما زدن یا کما کندن به فرآیند جمعآوری و آمادهسازی این گیاه برای مصارف خوراکی اشاره دارد. بنابراین معنی واژه کاملاً وابسته به بافتار متن و لحن گوینده است.
باید توجه داشت که در متون کلاسیک و لغتنامهها، اصطلاح «کَم زدن» (با فتح کاف) وجود دارد که به معنی فروتنی کردن یا باختن در قمار است و نباید با اصطلاح عامیانه و فرنگیریشه «کما زدن» (برگرفته از واژه یونانی/فرانسوی Coma) اشتباه گرفته شود.