یعنی چه
مستکننده صفت فاعلی مرکب است و به هر نوع نوشیدنی، ماده یا عاملی اطلاق میشود که با تحت تأثیر قرار دادن سیستم عصبی، حالت مستی، مدهوشی، بیخودی و عدم تعادل در رفتار و درک طبیعی انسان ایجاد کند.
تلفظ
تلفظ واژه به صورت مَست (با فتح م و سکون س و ت) کُنَندِه (با ضم ک و فتح ن اول) است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای «مستکننده»، واژههای مسکر، سکرآور، مدهوشکننده و بیخودکننده از رایجترین پاسخها هستند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Intoxicating کاربرد عمومی و عمومیتر دارد؛ Inebriant کاربرد رسمی یا پزشکی داشته و Heady بیشتر در ادبیات به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی، واژه مُسکر دقیقترین معادل فقهی و لغوی برای مستکننده است. واژه مخدر نیز در معنای وسیعتر برای مواد سستکننده و بیحسکننده استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای فارسی اصیل و واژگان جایگزین برای مستکننده شامل مواردی چون سکرآور، خمارآور، بیخودکننده و مدهوشکننده است که ویژگی ایجاد بیخبری را توصیف میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل مست کننده
واژه مستکننده ترکیبی از «مست» (با ریشه در زبان پهلوی و هندواروپایی) و «کننده» (صفت فاعلی) است. این واژه در لغت به هر عامل، نوشیدنی یا مادهای اشاره دارد که هوشیاری طبیعی انسان را مختل کرده و عقل را محجوب سازد. در متون فقهی و دینی، این مفهوم با کلیدواژههایی چون «خمر» و «سَکَر» شناخته میشود که بر اساس آیات قرآن کریم (مانند سوره مائده و نحل) احکام مشخصی دارند.
در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی، مستکننده معنایی فراتر از مادیات پیدا میکند؛ به طوری که در اشعار حافظ و مولانا، عوامل مستکننده (مانند شراب و می) به عنوان نمادی از عشق الهی، جذبههای معنوی و از بین رفتن عقل مصلحتاندیش برای رسیدن به معرفت شهودی به کار میروند. در عین حال، در کاربردهای اجتماعی و اخلاقی، این واژه میتواند نمادی از غفلت و بیخبری از حقیقت جهان باشد.