یعنی چه
واژه بیبصر در لغت به کسی گفته میشود که حس بینایی ندارد و نابیناست. در ادبیات فارسی و متون عرفانی، این کلمه بیشتر در معنای مجازی و کنایی به کار میرود و به فردی اشاره دارد که حقیقت یا باطن امور را درک نمیکند، دچار غفلت و جهل است و به اصطلاح چشمِ دلش بسته است.
تلفظ
این کلمه از پیشوند نفی فارسی «بِی» و واژه عربی «بَصَر» تشکیل شده و به صورت [بیبَصَر] تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند نابینا، کور، کوردل، غافل، ضریر و اعمی به عنوان هممعنی بیبصر کاربرد دارند. خود واژه بیبصر ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن، در معنای مادی کلمه blind و در معنای کنایی و اخلاقی واژههایی مانند insightless استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به نابینایی ظاهری از کلمه اعمی و برای نابینایی باطنی از تعابیری همچون فاقد البصیره استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه آمیخته، شامل نابینا و کور در لغت، و بیبصیرت، ظاهربین، کمبین و غافل در اصطلاح عرفانی و اخلاقی است.
جمعبندی و توضیح کامل بی بصر
واژه «بیبصر» یک کلمه ترکیبی و آمیخته از پیشوند نفی فارسی «بی» و اسم عربی «بَصَر» به معنی چشم و بینایی است. این واژه در وهله اول معنای کاملاً مادی دارد و به فرد نابینا یا فاقد قدرت بینایی چشم اشاره میکند. با این حال، کاربرد گستردهتر و عمیقتر آن در زبان و ادبیات فارسی، به حوزه مفاهیم کنایی و معنوی مربوط میشود.
در متون ادبی و عرفانی، بیبصر نماد جهل، غفلت، مادیگرایی و ظاهربینی است. فرد بیبصر کسی است که اگرچه چشم سر دارد و دنیای مادی را میبیند، اما از دیدن مغز، حقیقت و باطن امور عاجز است و به اصطلاح چشم دل یا بصیرت او نابیناست. این مفهوم با آیاتی از قرآن کریم که به کوری دلها اشاره دارند نیز همخوانی معنایی نزدیکی دارد.