یعنی چه
این اصطلاح کنایه از انجام کار عبث، غیرمنطقی و بیفایده است؛ یعنی تحفه، هدیه یا کالایی را به جایی ببرند که آن محل، مرکز اصلی تولید یا فراوانی آن کالا باشد. همچنین گاهی از روی تواضع و شکستهنفسی، برای عرضه کردن سخن، هنر یا دانشی ناچیز پیش افراد متخصص و استادان بزرگ به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت به صورت «زیره به کِرمان بُردن» (zire be kerman bordan) است که در آن «کِرمان» با کسر کاف و «بُردن» با ضم ب خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «کار بیهوده» یا «ضربالمثل کار عبث»، پاسخ دقیق این عبارت با ۱۵ حرف است. اصطلاحات هممعنی دیگر مانند «خرما به بصره بردن» نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معروفترین معادل ضربالمثلی آن To carry coals to Newcastle (بردن زغالسنگ به شهر نیوکاسل که خود مرکز زغالسنگ بریتانیاست) است. اصطلاح عامیانهتر دیگر To sell ice to an Eskimo (یخ به اسکیمو فروختن) نام دارد.
به عربی
در زبان عربی از ضربالمثل معروف «تَمْراً إِلَى هَجَرَ» استفاده میشود؛ چرا که منطقه هجر در گذشته مرکز نخلستانهای بزرگ و وفور خرما بوده است. عبارت کنایی دیگر «کجالب المطر إلی المطر» است.
نماد چیست
این ضربالمثل در فرهنگ عامه و ادبیات نماد بارز عبث بودن یک اقدام، اشتباه در شناخت نیاز جامعه یا بازار هدف، و همچنین نمادی از بیتدبیری در هدیه دادن و اتلاف وقت و انرژی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل زیره به کرمان بردن
ضربالمثل «زیره به کرمان بردن» یکی از اصطلاحات کاملاً اصیل، جاافتاده و پرکاربرد در ادبیات و زبان عامیانه فارسی است. ریشه این عبارت به جایگاه تاریخی شهر کرمان بازمیگردد که از دیرباز (دستکم از قرون اولیه اسلامی) به عنوان مرکز اصلی کشت و تولید مرغوبترین زیره سیاه شناخته میشده است. بنابراین، بردن زیره به این شهر کاری کاملاً خندهدار و بیفایده بوده است.
این کنایه از گذشتههای دور در اشعار بزرگانی چون مولانا در مثنوی معنوی نیز تجلی داشته و برای توصیف اقداماتی به کار میرود که به دلیل عدم نیاز مقصد، هیچ ارزش افزوده یا سودی به همراه ندارند. امروزه نیز در ابعاد اقتصادی، آموزشی و رفتارهای روزمره، هرگاه کسی بخواهد کار ناشیانه و موازیکاری بیثمر فردی را به رخ بکشد، از این ضربالمثل استفاده میکند.
علاوه بر این، در ادبیات فاخر این عبارت گاهی جنبه شکسته نفسی دارد؛ یعنی فرد دانشمند یا هنرمندی برای ارائه اثر خود در محضر استادی بزرگتر، از این اصطلاح استفاده میکند تا نشان دهد هدیه یا سخن او در برابر دریای علم استاد، ناچیز و مانند زیره بردن به کرمان است.