یعنی چه
این اصطلاح در اصطلاح عامیانه و امروزی به معنی به فغان آمدن، کلافه شدن و دچار سردرد و آشفتگی ذهنی شدن از سر و صدای زیاد، شلوغی یا پرگویی کسی است. در طب قدیم نیز به معنای دچار شدن به ورم پردههای مغز (مننژیت) بوده که با تب شدید و هذیانگویی همراه است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فتحة بر روی سین اول و گاف مکسور در فعل است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت معمولاً با تعداد حروف مشخص یا به عنوان معادل کنایی آشفتگی از سر و صدا یا بیماری مننژیت پرسیده میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه کاربرد کنایی و عامیانه مد نظر باشد یا کاربرد پزشکی قدیمی، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی برای کاربرد پزشکی آن از اصطلاحات سنتی و مدرن و برای حالت روحی از واژه هذیان استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی آن شامل کلافگی، به ستوه آمدن از شلوغی، سرگیجه، منگ شدن و آشفتگی دماغ است.
نماد چیست
در ادبیات و زبان عامه، این عبارت به عنوان نمادی برای اغراق در شدت گیجی، شوک ذهنی، یا تحمل بیش از حد سر و صدا و فشار عصبی به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سرسام گرفتن
اصطلاح «سرسام گرفتن» یک عبارت اصیل فارسی است که ریشه در طب سنتی ایران دارد. کلمه سرسام از دو بخش «سر» و «سام» (به معنی بیماری و ورم در زبان پهلوی) تشکیل شده و در گذشته به بیماری مننژیت یا ورم پرده مغز که با تب شدید و هذیان همراه بوده، اطلاق میشده است.
امروزه این واژه تغییر کاربری داده و بیشتر در معنای کنایی و عامیانه به کار میرود. وقتی فردی از شلوغی زیاد، سر و صدای مداوم یا پرگویی و زیادهگویی دیگران کلافه، عاجز و دچار سردرد مفرط میشود، از اصطلاح سرسام گرفتن برای بیان وضعیت آشفتگی ذهنی خود استفاده میکند.