یعنی چه
واژه «آزادوار» در زبان فارسی به معنای رفتار و منشی شبیه به آزادگان و انسانهای شریف است. این کلمه به کسی یا رفتاری اشاره دارد که با مناعت طبع، کرامت نفس و اصالت همراه باشد. علاوه بر این مفهوم اخلاقی و ادبی، آزادوار در متون کهن به عنوان نام یکی از الحان و آهنگهای موسیقی باستانی ایران و همچنین نام یک قصبه و شهرک تاریخی در منطقه جوین خراسان (نزدیک جغتای) به کار رفته است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با سکون دال و واو خوانده میشود و در گویشهای اصیل ادبی به صورت آزادْوار تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخی ۷ حرفی برای راهنماهایی مثل «مانند آزادگان»، «لحنی در موسیقی باستان» یا «شهر قدیمی در خراسان» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال حس کلمه آزادوار در انگلیسی از قیدهایی استفاده میشود که مفهوم بزرگواری، رهایی و شرافتمندی را همزمان منتقل کنند.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی این کلمه شامل واژههایی است که بر استقلال روح، کرامت نفس و منش جوانمردانه دلالت دارند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی، آزادوار نمادی از انسانهای شریف و وارستهای است که به دنیا و مادیات وابستگی ندارند و شخصیت مستقل و استواری را از خود نشان میدهند. همچنین در قلمرو هنر، یادآور الحان اصیل و نغمههای باستانی ایران زمین است.
جمعبندی و توضیح کامل ازادوار
واژه «آزادوار» یک ترکیب اصیل و زیبای فارسی میانه و کهن است که از واژه «آزاد» و پسوند شباهت «ـوار» تشکیل شده است. این کلمه در درجه اول یک صفت و قید اخلاقی است که شیوه زندگی و منش انسانهای وارسته، اصیل و جوانمرد را توصیف میکند؛ کسانی که از قید و بندهای حقیر مادی رها هستند و روحی بزرگ دارند.
از سوی دیگر، این واژه ابعاد تاریخی و هنری ارزشمندی نیز دارد. در تاریخ موسیقی ایران، آزادوار نام یکی از نغمهها و الحان کهن باستانی است و در جغرافیای تاریخی، نام قصبهای نامدار در منطقه جوین خراسان بوده که آرامگاه شاعر بزرگ، سید حسن غزنوی، را در خود جای داده است. بنابراین، آزادوار کلمهای چندبعدی است که اخلاق، هنر و تاریخ ایرانی را در خود پیوند داده است.