یعنی چه
واژه لکنده (یا لکنته) در زبان فارسی به اشیا، ابزارآلات، خودروها یا حتی جاندارانی گفته میشود که به دلیل کهنگی زیاد، فرسودگی و طول عمر بالا، کارایی خود را از دست دادهاند و به حالت اسقاطی و قراضه درآمدهاند.
تلفظ
این واژه به صورت لَکَنده (lakande) تلفظ میشود و در زبان عامیانه و برخی گویشها به صورت لَکَنته نیز شنیده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «فرسوده و از کار افتاده»، «ماشین قراضه» یا «کالسکه کهنه بوف کور»، واژه ۵ حرفی «لکنده» یا «لکنته» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه برای خودرو، وسیله یا یک شیء به کار رود، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد که آشناترین آنها برای خودروهای فرسوده Clunker است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای وسایل نقلیه و ابزارآلات بسیار کهنه و از کار افتاده از واژههای هوردا و کولستور استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای همتراز این کلمه در فارسی معیار شامل قراضه، فرسوده، اسقاط، کلته و در اصطلاحات عامیانه جدیدتر، کلمه «لگن» (برای خودروی خراب) است.
نماد چیست
لکنده در ادبیات و گفتگوهای نمادین، مظهر زوال، پوسیدگی، سقوط ارزش و چیزهای رهاشدهای است که دوران اوج خود را سپری کرده و دیگر هیچ سود و کارایی عملی ندارند.
جمعبندی و توضیح کامل لکنده
واژه «لکنده» یکی از اصطلاحات اصیل عامیانه و گویشی در زبان فارسی است که ریشه در دگرگونی صوتی کلمه «لکنته» دارد. این واژه به طور کلی برای توصیف هر شیء، خودرو، کالسکه و ابزاری به کار میرود که به شدت فرسوده، اسقاطی، نااستوار و از کار افتاده شده باشد. حتی در ادبیات داستانی معاصر، از جمله در رمان معروف «بوف کور» اثر صادق هدایت، این واژه برای توصیف کالسکه نعشکش کهنه و فرسوده به کار رفته که نشاندهنده پیشینه استفاده از آن در متون مکتوب است.
این واژه از نظر بار معنایی دارای حسی منفی و توام با زوال است و معمولاً برای اشیایی استفاده میشود که به پایان عمر مفید خود رسیدهاند و ارزش کاربردی ندارند. در زبان روزمره و جدولهای کلمات متقاطع، مترادفهای آن نظیر قراضه، اوراقی و مستعمل به وفور یافت میشوند و معادلهای خارجی آن در انگلیسی و ترکی نیز دقیقاً همین حس اسقاطی بودن را منتقل میکنند.